🔸 معادل فارسی:
• چندین ساله / طولانی مدت ( به مدتِ سال ها )
• ادامه دار ( به مدتِ چند سال )
• پایدار و طولانی ( در بازه یِ چندین ساله )
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The yearslong conflict finally ended with a peace treaty. "
... [مشاهده متن کامل]
( درگیریِ چندین ساله سرانجام با یک معاهده یِ صلح پایان یافت. )
• ( تحقیق ) "After a yearslong investigation, the committee published its final report. "
( پس از یک تحقیقِ چندین ساله، کمیته گزارشِ نهاییِ خود را منتشر کرد. )
• ( اقتصاد ) "The country faced a yearslong recession that affected millions. "
( این کشور با یک رکودِ چندین ساله روبرو شد که میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار داد. )
• ( فرهنگی ) "The yearslong drought devastated the region's agriculture. "
( خشکسالیِ چندین ساله، کشاورزیِ منطقه را ویران کرد. )
• چندین ساله / طولانی مدت ( به مدتِ سال ها )
• ادامه دار ( به مدتِ چند سال )
• پایدار و طولانی ( در بازه یِ چندین ساله )
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The yearslong conflict finally ended with a peace treaty. "
... [مشاهده متن کامل]
( درگیریِ چندین ساله سرانجام با یک معاهده یِ صلح پایان یافت. )
• ( تحقیق ) "After a yearslong investigation, the committee published its final report. "
( پس از یک تحقیقِ چندین ساله، کمیته گزارشِ نهاییِ خود را منتشر کرد. )
• ( اقتصاد ) "The country faced a yearslong recession that affected millions. "
( این کشور با یک رکودِ چندین ساله روبرو شد که میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار داد. )
• ( فرهنگی ) "The yearslong drought devastated the region's agriculture. "
( خشکسالیِ چندین ساله، کشاورزیِ منطقه را ویران کرد. )