🔸 معادل فارسی:
• با زور پایین کشیدن
• محکم کشیدن و برداشتن
• در زبان محاوره ای: کشیدن پایین، با زور برداشتن
- - -
## 🔸 تعریف ها:
1. ** ( فیزیکی – اصلی ) :** کشیدن چیزی به سمت پایین با حرکت ناگهانی و زور.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: He yanked down the curtain.
او پرده را محکم پایین کشید.
2. ** ( فرهنگی – اجتماعی ) :** وقتی روی لباس یا پوشش کسی اعمال شود، به معنای برداشتن یا پایین کشیدن آن به طور ناگهانی و تحقیرآمیز است.
- مثال: The politician yanked down her hijab.
سیاستمدار روسری او را با زور پایین کشید.
- - -
## 🔸 مترادف ها:
pull down – drag down – tear off – strip away – tug down
• با زور پایین کشیدن
• محکم کشیدن و برداشتن
• در زبان محاوره ای: کشیدن پایین، با زور برداشتن
- - -
## 🔸 تعریف ها:
1. ** ( فیزیکی – اصلی ) :** کشیدن چیزی به سمت پایین با حرکت ناگهانی و زور.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: He yanked down the curtain.
او پرده را محکم پایین کشید.
2. ** ( فرهنگی – اجتماعی ) :** وقتی روی لباس یا پوشش کسی اعمال شود، به معنای برداشتن یا پایین کشیدن آن به طور ناگهانی و تحقیرآمیز است.
- مثال: The politician yanked down her hijab.
سیاستمدار روسری او را با زور پایین کشید.
- - -
## 🔸 مترادف ها:
پایین کشیدن
Ex. Life is like a blanket too short. You pull it up and your toes rebel, you yank it down and shivers meander about your shoulder. ( Howard Marion Crawford )
زندگی مانند یک پتوی کوتاه است.
... [مشاهده متن کامل]
آن را بالا می کشید، انگشت شستتان بیرون می زند؛
آن را پایین می کشید، شانه هایتان از سرما می لرزد. ( هاوارد ماریون کرافورد )
زندگی مانند یک پتوی کوتاه است.
... [مشاهده متن کامل]
آن را بالا می کشید، انگشت شستتان بیرون می زند؛
آن را پایین می کشید، شانه هایتان از سرما می لرزد. ( هاوارد ماریون کرافورد )