yachting

/ˈjɑːtɪŋ//ˈjɒtɪŋ/

معنی: قایق رانی، مسافرت با قایق تفریحی
معانی دیگر: دریانوردی با کشتی خصوصی (یا قایق تفریحی)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the act, practice, or sport of sailing, cruising, or racing in a yacht.

جمله های نمونه

1. We were approached by the Royal Yachting Association to see if we would loan our boat to them.
[ترجمه ترگمان]انجمن انجمن قایقرانی سلطنتی به ما نزدیک شد تا ببیند که آیا ما قایق خود را به آن ها وامی داریم یا نه
[ترجمه گوگل]ما توسط انجمن یاتاقان سلطنتی نزدیک شدیم تا ببینیم آیا قایقمان را به آنها می دهیم یا نه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I go yachting most weekends in the summer.
[ترجمه ترگمان]بیشتر تعطیلات آخر هفته به قایقرانی می روم
[ترجمه گوگل]من بیشتر تعطیلات آخر هفته را در تابستان می گذرانم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The World Yachting Grand Prix has now gained credibility by attracting renowned and respected sailors.
[ترجمه ترگمان]جایزه بزرگ قایقرانی جهانی از طریق جذب دریانوردان مشهور و محترم اعتبار کسب کرده است
[ترجمه گوگل]Grand Prix World Yachting در حال حاضر با جذب ملوانان شناخته شده و محترم، اعتبار را به دست آورده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Stuart Quarrie is a yachting consultant specialising in race training and coaching.
[ترجمه ترگمان]استوارت Quarrie یک مشاور دریانوردی متخصص در زمینه آموزش و پرورش نژاد است
[ترجمه گوگل]استوارت کواری یک مشاور قایقرانی است که متخصص در آموزش و مربی نژاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Officers worked with the yachting, boating and fishing communities in a constant trawl for information.
[ترجمه ترگمان]افسران با قایق رانی، قایق سواری و ماهیگیری در یک trawl ثابت برای اطلاعات کار می کردند
[ترجمه گوگل]افسران با کشتی های قایقرانی، قایقرانی و ماهیگیری در یک تریلی ثابت برای اطلاعات کار می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Villa-Flotilla is yachting for novices, for families seeking a compromise, or for friends who like variety.
[ترجمه ترگمان]ویلا - Flotilla ناوگان دریانوردی برای مبتدیان است، برای خانواده هایی که به دنبال سازش هستند یا برای دوستانی که از تنوع خوششان می آید
[ترجمه گوگل]ویلا فلوتیلا برای تازه کارها قایقرانی است، برای خانواده هایی که به دنبال مصالحه هستند و یا برای دوستانی که دوست دارند تنوع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. New for 198season, a prestigious yachting pond has recently been constructed.
[ترجمه ترگمان]برای ۱۹۸ فصل، یک استخر معتبر قایقرانی ساخته شده است
[ترجمه گوگل]جدید برای سال 1982، یک حوضه قایقرانی معتبر به تازگی ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We often go yachting.
[ترجمه ترگمان]اغلب با قایقرانی بیرون می رویم
[ترجمه گوگل]ما اغلب به قایق بادبانی می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. It is a popular resort area and yachting center.
[ترجمه ترگمان]آن یک منطقه تفریحی محبوب و مرکز قایقرانی است
[ترجمه گوگل]این یک منطقه رفت و آمد مکرر و مرکز قایقرانی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Nothing can beat yachting as a sport.
[ترجمه ترگمان]هیچ چیز نمی تواند قایقرانی را به عنوان یک ورزش شکست دهد
[ترجمه گوگل]هیچ چیز نمی تواند قایق بادبانی را به عنوان یک ورزش مورد ضرب و شتم قرار دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I like to go yachting this afternoon.
[ترجمه ترگمان]امروز بعد از ظهر میل دارم دریانوردی کنم
[ترجمه گوگل]من دوست دارم قایقرانی را بعد از ظهر بخرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The opening of the yachting season is at hand.
[ترجمه ترگمان]باز کردن فصل قایقرانی در دست است
[ترجمه گوگل]باز شدن فصل قایقرانی در دست است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Well, after a long nap, we'll go yachting with Monica.
[ترجمه ترگمان]خب، بعد از یه چرت طولانی ما با \"مونیکا\" بیرون میریم
[ترجمه گوگل]خب، بعد از مدت کوتاهی، ما با مونیکا قایقرانی می شویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Yachting holidays in the Greek island is very popular.
[ترجمه ترگمان]قایقرانی در جزیره یونانی بسیار مشهور است
[ترجمه گوگل]تعطیلات قایقرانی در جزیره یونان بسیار محبوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

قایق رانی (اسم)
boating, canoe, yachting, watermanship

مسافرت با قایق تفریحی (اسم)
yachting

به انگلیسی

• cruising in a yacht (type of boat)
yachting is the sport or activity of sailing a yacht.

پیشنهاد کاربران

yachting ( ورزش )
واژه مصوب: قایقرانی تفریحی
تعریف: ورزش یا سرگرمی یا تفریح با قایق تفریحی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما