برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1408 100 1

yields

واژه yields در جمله های نمونه

1. crop yields have been phenomenal
بازده محصولات چشمگیر بوده است.

2. their mutton yields to ours but their beef is excellent
گوشت گوسفند آنها به خوبی گوشت گوسفند ما نیست ولی گوشت گاو آنها عالی است.

3. the new engine yields more power
موتور جدید نیروی بیشتری تولید می‌کند.

4. each time this orchard yields a (new) fruit. . .
هر دم از این باغ بری می‌رسد. . .

5. the variance in crop yields has to do with the kind of soil
تفاوت بازده محصولات بستگی به نوع خاک دارد.

6. to forecast the next year's crop yields
میزان محصولات کشاورزی سال دیگر را پیش‌بینی کردن

معنی yields در دیکشنری تخصصی

yields
[ریاضیات] نتیجه می گیریم، نتیجه می دهد، در می آید، می رسیم، خواهیم داشت، معین کردن

yields را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ati
به بار آوردن
حسن فاطمی منش
بهره وری
danial yousefi
فراهم ميكند
محمدرضا
بازدهی-بازیافت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی yields مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )