write dry

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خشک نوشتن، بی روح نوشتن
• با لحن ساده و بی آلایش نوشتن
عبارت write dry یک مفهوم دو لایه در نویسندگی انگلیسی دارد: یک لایه به معنی بدون احساس و کسل کننده نوشتن و لایه دیگر به معنی با زبانی ساده، موجز و بی آلایش نوشتن ( که در این صورت معادل فارسی آن نوشته ساده و بی آلایش است ) . گاهی این عبارت به معنای خلق آثاری است که فاقد شوخ طبعی، احساسات، و جزئیات توصیفی هستند و خواننده را خسته می کنند.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
The novel had a dry, academic tone that made it hard to finish.
رمان لحن خشکی آکادمیک داشت که تمام کردنش را سخت کرده بود.
Her writing is too dry; she needs to add some personality to engage the reader.
نوشته های او خیلی خشک است؛ برای جذب خواننده باید به آنها شخصیت بدهد.
Some readers prefer dry, fact - based writing, while others want a more vivid style.
بعضی از خوانندگان نوشته خشک و مبتنی بر واقعیت را ترجیح می دهند، در حالی که دیگران سبک زنده تر و پررنگ تری می خواهند.
The instruction manual was written in such dry language that I gave up reading it after ten minutes.
دفترچه راهنما با زبانی آنقدر خشک نوشته شده بود که بعد از ده دقیقه از خواندنش منصرف شدم.
To write dry in a technical document is actually a virtue; it avoids confusion.
در یک سند فنی ساده و بی آلایش نوشتن در واقع یک فضیلت است؛ از سردرگمی جلوگیری می کند.