write an order

پیشنهاد کاربران

نوشتن دستور بر روی کاغذ یا تجویز کردن یا ثبت دستور یا ثبت سفارش کردن
The doctor needs to write an order for your blood test.
دکتر باید یک دستور ( نسخه ) برای آزمایش خون شما بنویسد.
Wait a second, I need to write an order for this customer.
...
[مشاهده متن کامل]

یک لحظه صبر کنید، باید سفارش این مشتری را یادداشت کنم.
The officer will write an order to evacuate the building.
افسر دستوری برای تخلیه ساختمان خواهد نوشت.