wrestle from someone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• با زور و تقلا از کسی گرفتن، قاپیدن ( فیزیکی )
• ( مجازی ) با تلاش زیاد از چنگ کسی درآوردن، به زور تصاحب کردن
• ( در مذاکره یا رقابت ) از زیر دست کسی درآوردن، از کسی ربودن ( حقوق، قدرت، امتیاز )
...
[مشاهده متن کامل]

• با جنگ قدرت چیزی را از کسی پس گرفتن
🔸 مثال ها:
"The child wrestled the toy from his younger brother's grip. " ( فیزیکی )
بچه اسباب بازی را از چنگ برادر کوچکترش با زور قاپید.
"The union wrestled a 5% pay raise from the management after months of strikes. " ( کارگری / صنفی )
اتحادیه بعد از ماه ها اعتصاب، یک افزایش حقوق ۵٪ را از مدیریت با مبارزه و تقلا گرفت.
"She wrestled the leadership of the party from the incumbent chairman in a bitter internal election. " ( سیاسی )
او در یک انتخابات داخلی تلخ، رهبری حزب را از رئیس فعلی به زور تصاحب کرد.