wrecking ball politics

پیشنهاد کاربران

معادل فارسی:
تحلیلی/سیاسی: سیاست ویرانگر، سیاست تخریبِ تمام عیار، رویکرد بولدوزری
توصیفی: تخریبِ اصولی به جای اصلاحِ تدریجی، سیاستِ در هم کوبیدن
مثال ها:
* ( ژئوپلیتیک – ۲۰۲۶ ) : The 2026 Munich Security Report warns that "wrecking - ball politics" could replace the post - 1945 rules - based order with a world of spheres of influence and transactional deals. *
...
[مشاهده متن کامل]

گزارش ۲۰۲۶ مونیخ هشدار می دهد سیاست گلوله تخریب می تواند نظم مبتنی بر قواعدِ پس از ۱۹۴۵ را با جهانی از حوزه های نفوذ و معاملاتِ منفعت محور جایگزین کند.
( ایدئولوژیک ) : Critics argue that "wrecking - ball politics" goes beyond policy change; it seeks to delegitimize the very institutions of democratic governance.
منتقدان استدلال می کنند سیاست گلوله تخریب فراتر از تغییر خط مشی است؛ به دنبال نامشروع سازیِ خود نهادهای حکمرانی دموکراتیک است.
( تاریخی – دیپلماسی ) : The 2009 push for "crippling sanctions" against Iran was described by some analysts as a wrecking ball aimed at diplomacy, not just at the nuclear program.
تلاش برای تحریم های فروپاشنده علیه ایران در ۲۰۰۹ از سوی برخی تحلیلگران گلوله تخریبی توصیف شد که هدفش دیپلماسی بود، نه صرفاً برنامه هسته ای.