worst affected

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• آسیب دیده ترین / بیشترین آسیب را دیده
• بدترین وضعیت را داشته / شدیدترین تأثیر را پذیرفته
• به شدت تحت تأثیر قرار گرفته / بحرانی ترین
• بدترین شرایط را تجربه کرده / شدیداً متأثر
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• Police are targeting some of the country's worst - affected areas.
پلیس برخی از مناطقی را که بیشترین آسیب را دیده اند، هدف قرار داده است.
• The worst - affected communities received emergency aid first.
آسیب دیده ترین جوامع، ابتدا کمک های اضطراری دریافت کردند.
• The worst - affected regions are still struggling to recover.
بدترین مناطق آسیب دیده، هنوز برای بهبودی تقلا می کنند.