work yourself into

پیشنهاد کاربران

خود را به شدت ناراحت، نگران، مضطرب، . . . کردن
To make oneself feel upset, angry, nervous


Work yourself into the ground
سخت کار کردن و خسته شدن
Drive yourself into the ground
خود را داغون کردن
Run yourself into the ground
سگ دو زدن
You're going to drive yourself into groundworking until11 PM every night
تو داری خودت را داغون می کنی با کارکردن تا ساعت۱۱ هرشب
We ran ourselves into the ground to meet the July deadline
ما سگ دو زدیم که به ضربالاجل ماه جولای برسیم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما