work into

انگلیسی به انگلیسی

• insert slowly

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به مرور گنجاندن / وارد کردن ( در یک فرایند یا برنامه )
• با ظرافت و تدریج به چیزی رسیدن
• به کار گرفتن / استفاده کردن ( در یک موقعیت )
🔸 مثال ها:
• ( گفتگو ) "I tried to work the topic of climate change into the meeting, but no one was interested. "
...
[مشاهده متن کامل]

→ سعی کردم موضوعِ تغییراتِ اقلیمی را به آرامی واردِ جلسه کنم، اما کسی علاقه ای نشان نداد.
• ( آماده سازی ) "He worked the clay into a smooth, even shape. "
→ او گِل را با کار کردنِ مداوم، به یک شکلِ صاف و یکدست تبدیل کرد.
• ( مجازی - برنامه ریزی ) "We need to work some relaxation time into our daily schedule. "
→ باید یک زمانِ استراحت را در برنامه یِ روزانه یِ خود بگنجانیم.

"work into" is commonly used to describe massaging skincare products in a way that evenly and deeply hydrates, nourishes and protects the skin.
بیشتر برای ماساز و کرم زدن استفاده میشه
بهتره بگیم عمل انجام دادن یا اعمال کردن ماساز با کرم روی پوست از ابتدای کار تا انتهای کار
...
[مشاهده متن کامل]

مثال :
After cleansing my face, I take a small amount of vitamin C serum and gently work it into my skin using circular motions. This helps the serum absorb fully.
پس از پاکسازی صورتم، مقدار کمی سرم ویتامین C مصرف می کنم و به ارامی ان را با استفاده از حرکات دایره ای روی پوستم اعمال میکنم . این کمک می کند تا سرم به طور کامل جذب شود.
همانظور که برای قرص از take medicine استفاده میشود برای اعمال یا مصرف کرم روی پوست از take into استفاده میشود

آمیختن
جا دادن
بتدریج درگیر کار کردن شدن
مخلوط کردن، هم زدن
رفته رفته در حالت عصبانیت یا خشم و هیجان قرار گرفتن
شامل شدن، در برگرفتن، افزودن، اضافه کردن
1: to add or include ( something ) in ( something )
She tried to find a way of working her question into the conversation.
2: to stir or mix ( something ) into ( something )
Work the nuts and raisins into the dough.
...
[مشاهده متن کامل]

3: to gradually cause ( someone ) to be in ( an excited, angry, or frightened state )
He worked himself into a rage/panic.

به کار گرفتن - به کار بردن ؟؟؟