wonted

/ˈwoʊntɪd//ˈwəʊntɪd/

معنی: معتاد، معمولی، عادی
معانی دیگر: معهود

جمله های نمونه

1. Old use and wont legs about the fire.
[ترجمه گوگل]استفاده قدیمی و معتاد پاها در مورد آتش
[ترجمه ترگمان]از آن استفاده می کنم و به آتش نزدیک می شوم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She arrived an hour late, as is her wont.
[ترجمه گوگل]او طبق معمول یک ساعت دیر رسید
[ترجمه ترگمان]یک ساعت دیر رسید، درست مثل این که این کار را نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Both have committed their indiscretions, as human beings are wont to do.
[ترجمه گوگل]هر دو بی‌احتیاطی خود را مرتکب شده‌اند، همان‌طور که انسان‌ها عادت دارند انجام دهند
[ترجمه ترگمان]هر دو indiscretions را به عنوان یک انسان انجام داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was wont to say that children are lazy.
[ترجمه گوگل]او عادت داشت بگوید بچه ها تنبل هستند
[ترجمه ترگمان]او نمی خواهد بگوید که بچه ها تنبل هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was wont to give lengthy speeches.
[ترجمه گوگل]او عادت داشت سخنرانی های طولانی داشته باشد
[ترجمه ترگمان]حرف مفصلی به او نمی زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was wont to rise early.
[ترجمه گوگل]او عادت داشت زود بیدار شود
[ترجمه ترگمان]قرار نبود صبح زود از خواب برخیزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She went for a walk after breakfast, as was her wont.
[ترجمه گوگل]او بعد از صبحانه به پیاده روی رفت، همانطور که عادت داشت
[ترجمه ترگمان]بعد از صبحانه به گردش رفت، مثل این که این کار را نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It was her wont to rise early.
[ترجمه گوگل]عادتش این بود که زود بیدار شود
[ترجمه ترگمان]قرار بود زود برخیزد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They spent much of the time reminiscing about the war, as old soldiers are wont to do.
[ترجمه گوگل]آنها بیشتر وقت خود را صرف یادآوری خاطرات جنگ کردند، همانطور که سربازان قدیمی عادت دارند انجام دهند
[ترجمه ترگمان]آن ها مدت زیادی را در مورد جنگ و در مورد جنگ و سربازان قدیمی صرف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You're sure you wont stay for tea?
[ترجمه گوگل]مطمئنی برای چای نمی مانی؟
[ترجمه ترگمان]مطمئنی که برای چای نخواهی ماند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The previous city council was wont to overspend.
[ترجمه گوگل]شورای شهر قبلی عادت داشت بیش از حد هزینه کند
[ترجمه ترگمان]شورای شهر قبلی به overspend نرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He went to bed much earlier than was his wont.
[ترجمه گوگل]خیلی زودتر از حد معمول به رختخواب رفت
[ترجمه ترگمان]خیلی زودتر به رختخواب رفت تا این که این کار را نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He replied sharply, and without his wonted courtesy.
[ترجمه گوگل]او با تندی پاسخ داد و بدون ادب و ادب
[ترجمه ترگمان]او با لحن تندی جواب داد و بدون رعایت ادب همیشگی اش گفت:
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I wont to listen to the music at night.
[ترجمه گوگل]من عادت ندارم در شب به موسیقی گوش کنم
[ترجمه ترگمان]من شب ها به موسیقی گوش نخواهم داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He was wont to fall asleep after supper.
[ترجمه گوگل]او عادت داشت بعد از شام بخوابد
[ترجمه ترگمان]بعد از شام به خواب فرو نمی رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

معتاد (صفت)
accustomed, addicted, habituated, inveterate, habitual, wonted, usual

معمولی (صفت)
accustomed, habitual, wonted, usual, ordinary, normal, common, commonplace, general, rife, banal, common-or-garden, run-of-the-mill

عادی (صفت)
habitual, wonted, usual, ordinary, normal, common, commonplace, plain, rife, regular, natural, customary, workaday, pompier, unremarkable

انگلیسی به انگلیسی

• used to, accustomed to; acceptable, habitual, customary

پیشنهاد کاربران

بپرس