🔸 معادل فارسی:
• زن مردم / شخصیتِ مردمی
• ( در معنایِ سیاسی ) کسی که خود را هم دل و هم زبان با مردمِ عادی نشان می دهد
• ( با بارِ مثبت ) رهبری که به نیازها و مشکلاتِ مردم توجه دارد
🔸 مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
• "The new prime minister is seen as a man of the people, often visiting working - class neighborhoods. "
نخست وزیرِ جدید به عنوان یک مردِ مردم شناخته می شود که اغلب از محله هایِ کارگری بازدید می کند.
• "Despite his wealth, he presents himself as a man of the people. "
با وجودِ ثروتِ خود، خود را به عنوان یک مردِ مردم معرفی می کند.
• "She is not just a politician; she is a woman of the people. "
او فقط یک سیاستمدار نیست؛ او یک زنِ مردم است.
• زن مردم / شخصیتِ مردمی
• ( در معنایِ سیاسی ) کسی که خود را هم دل و هم زبان با مردمِ عادی نشان می دهد
• ( با بارِ مثبت ) رهبری که به نیازها و مشکلاتِ مردم توجه دارد
🔸 مثال ها
... [مشاهده متن کامل]
نخست وزیرِ جدید به عنوان یک مردِ مردم شناخته می شود که اغلب از محله هایِ کارگری بازدید می کند.
با وجودِ ثروتِ خود، خود را به عنوان یک مردِ مردم معرفی می کند.
او فقط یک سیاستمدار نیست؛ او یک زنِ مردم است.