🔸 معادل فارسی:
پاسخ زیرکانه ی بامزه / جواب نیش دار و هوشمندانه / تیکه ی سریع و خنده دار
در زبان محاوره ای:
یه جواب تند و بامزه داد، یه تیکه ی هوشمندانه انداخت، هم خندوند هم کوبوند
🔸 تعریف ها:
... [مشاهده متن کامل]
1. ( گفتاری – طنزآمیز ) :
پاسخی سریع، هوشمندانه و اغلب خنده دار به حرف یا طعنه ی طرف مقابل؛ معمولاً برای دفاع یا شوخی
مثال:
When he mocked her outfit, she fired back with a witty retort.
وقتی لباسش رو مسخره کرد، اونم یه جواب زیرکانه ی بامزه تحویلش داد.
2. ( ادبی – شخصیت پردازی ) :
در داستان ها، شخصیت های باهوش و طناز اغلب با witty retort ها شناخته می شن
مثال:
The detective’s witty retorts made him a fan favorite.
جواب های زیرکانه ی کارآگاه باعث محبوبیتش بین طرفدارا شد.
3. ( اجتماعی – دفاعی ) :
نوعی پاسخ که هم از خود دفاع می کنه و هم طرف مقابل رو با شوخی یا طعنه خلع سلاح می کنه
مثال:
She didn’t get angry—just gave a witty retort and walked away.
عصبانی نشد—فقط یه جواب بامزه داد و رفت.
🔸 مترادف ها:
clever comeback – snappy reply – sharp rejoinder – wisecrack – zinger – repartee
پاسخ زیرکانه ی بامزه / جواب نیش دار و هوشمندانه / تیکه ی سریع و خنده دار
در زبان محاوره ای:
یه جواب تند و بامزه داد، یه تیکه ی هوشمندانه انداخت، هم خندوند هم کوبوند
🔸 تعریف ها:
... [مشاهده متن کامل]
1. ( گفتاری – طنزآمیز ) :
پاسخی سریع، هوشمندانه و اغلب خنده دار به حرف یا طعنه ی طرف مقابل؛ معمولاً برای دفاع یا شوخی
مثال:
وقتی لباسش رو مسخره کرد، اونم یه جواب زیرکانه ی بامزه تحویلش داد.
2. ( ادبی – شخصیت پردازی ) :
در داستان ها، شخصیت های باهوش و طناز اغلب با witty retort ها شناخته می شن
مثال:
جواب های زیرکانه ی کارآگاه باعث محبوبیتش بین طرفدارا شد.
3. ( اجتماعی – دفاعی ) :
نوعی پاسخ که هم از خود دفاع می کنه و هم طرف مقابل رو با شوخی یا طعنه خلع سلاح می کنه
مثال:
عصبانی نشد—فقط یه جواب بامزه داد و رفت.
🔸 مترادف ها: