wittily

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. He observed naughtily, subtly, wittily, passively, on occasion with a feline caress.
[ترجمه ترگمان]او با لحنی زیرکانه و زیرکانه و زیرکانه، که گاه گاهی با نوازش گربه بازی می کرد، اظهار داشت:
[ترجمه گوگل]او از نظر ظاهری، ظرافت، عاقلانه، منفعلانه، گاه به گاه با لعنتی بچه ها مشاهده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Even the tangential characters are wittily drawn.
[ترجمه ترگمان]حتی خطوط مماس نیز مورد توجه قرار نمی گیرند
[ترجمه گوگل]حتی شخصیت های مماس به طرز وحشیانه ای کشیده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Eleanor wrote back wittily and they struck up a friendship.
[ترجمه ترگمان]الی نور با زیرکی جواب او را داد و آن ها یک دوستی به هم زدند
[ترجمه گوگل]الیانوور با عجله نوشت و دوستی ایجاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He reasoned very wittily but not convincingly.
[ترجمه ترگمان]او بسیار هوشمندانه سخن می گفت، اما نه متقاعد کننده بود
[ترجمه گوگل]او بسیار عاقلانه، اما متقاعد کننده نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. "Count Dracula, I presume," I said wittily.
[ترجمه ترگمان]\"گفتم:\" \"کنت Dracula، من می توانم بگویم\" \" \"
[ترجمه گوگل]'تعداد دراکولا، من فرض می کنم، گفت:' با احتیاط
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They have just been pulling our legs very wittily.
[ترجمه ترگمان]آن ها فقط پای ما را تیز کرده اند
[ترجمه گوگل]آنها فقط پاهای خود را به طرز وحشیانه کشانده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He would wittily chime into our conversation.
[ترجمه ترگمان]او به گفتگوی ما گوش می داد
[ترجمه گوگل]او به طرز وحشیانه ای به گفتگوی ما می پردازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Petty trick laughs wittily say: " My father is tonsorial. "
[ترجمه ترگمان]بذله گو می خندد و می گوید: \" پدرم tonsorial \"
[ترجمه گوگل]حیله گر کوچک می گوید: 'پدرم تندیس است '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The play deals wittily and intelligently with the pain of betrayal.
[ترجمه ترگمان]نمایش هوشمندانه و هوشمندانه با درد خیانت کار می کند
[ترجمه گوگل]این بازی با عذاب وجدان به طرز وحشیانه و هوشمندانه عمل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The tale wittily explores the interaction and tension between reality and imagination.
[ترجمه ترگمان]در این داستان، wittily تعامل و تنش میان واقعیت و تخیل را مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه گوگل]داستان عاقلانه به تعامل و تنش بین واقعیت و تخیل نگاه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• in a clever or shrewd manner, in a witty manner

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما