wits' end

پیشنهاد کاربران

وقتی مغز آدم هنگ می کنه - مخ از کار می افته - وقتی بالاخونه را بدی اجاره
🔸 معادل فارسی:
به آخر خط رسیدن، دیگه چاره ای نداشتن
از کوره در رفتن از سردرگمی و استیصال
( در مفهوم عمیق تر ) وقتی همه راه حل ها امتحان شده و هیچ کدام جواب نداده
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

"I'm at my wits' end — I've tried everything and nothing works. "
به آخر خط رسیدم — همه چیز رو امتحان کردم و هیچی جواب نمیده.
"The parents were at their wits' end trying to deal with their child's behavior. "
والدین از دست رفتار بچه شون دیگه واقعاً کلافه شده بودن و نمی دونستن چیکار کنن.
"She's been at her wits' end since she lost her job. "
از وقتی کارش رو از دست داده، کاملاً درمونده شده.

به اخر خط رسیدم
Unhappy, نا خشنود
حیران و سرگردان