without being purple

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بدون اغراق، بدون آرایه پردازی افراطی
• به زبان ساده و بی پیرایه
• ( به ویژه در نقد ادبی ) بدون استفاده از زبانی بسیار شاعرانه
🔸 مثال ها:
The critic praised the author for telling the story without being purple, using simple, direct language.
...
[مشاهده متن کامل]

منتقد از نویسنده به خاطر روایت داستان بدون اغراق و آرایه پردازی افراطی و با زبانی ساده و مستقیم تمجید کرد.
I need a report on the incident, just the facts, without being purple.
به یک گزارش از حادثه نیاز دارم، فقط حقایق، بدون شاخ و برگ اضافه.
Unlike his previous flowery speeches, the president spoke without being purple and got straight to the point.
برخلاف سخنرانی های پرتکلف قبلی، رئیس جمهور بدون اطناب ملال آور صحبت کرد و مستقیم به سراغ اصل مطلب رفت.
To be purple ( در مقابل )
سبک متکلف و شاعرانه ی افراطی در نوشتار.
His prose is often purple, filled with unnecessary adjectives and forced metaphors.
نثر او اغلب متکلف و شاعرانه است، پر از صفت های بی مورد و تشبیهات ساختگی.