without a hitch


بدون اشکال، بی دردسر، بدون گرفتاری

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• بدون هیچ مشکلی
• بدون کوچکترین گیر یا اشکال
• روون و بی نقص
• سر وقت و بدون دردسر
🔸 مثال ها:
• “The whole ceremony went without a hitch. ”
تمام مراسم بدون هیچ مشکلی پیش رفت.
...
[مشاهده متن کامل]

• “We were worried about the presentation, but it went without a hitch. ”
نگران ارائه بودیم، اما بدون کوچکترین اشکال برگزار شد.
• “The delivery arrived without a hitch, right on time. ”
محموله بدون هیچ گیر و مشکلی و دقیقاً سر وقت رسید.