with ease

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The hostess greeted her guests with ease.
[ترجمه گوگل]مهماندار به راحتی از مهمانانش استقبال کرد
[ترجمه ترگمان]میزبان با مهربانی به میهمانان خوش آمد گفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They are expected to win the election with ease.
[ترجمه گوگل]انتظار می رود آنها به راحتی در انتخابات پیروز شوند
[ترجمه ترگمان]آن ها انتظار دارند که با سهولت در انتخابات پیروز شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He passed the exam with ease.
[ترجمه گوگل]او با خیالی آسوده امتحان را پس داد
[ترجمه ترگمان]او با آسودگی امتحان را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He brought off his speech with ease.
[ترجمه گوگل]با خیالی آسوده سخنانش را آورد
[ترجمه ترگمان]با خاطری آسوده نطق خود را ازسر گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He passed the examination with ease.
[ترجمه گوگل]او امتحان را به راحتی پشت سر گذاشت
[ترجمه ترگمان]با آسودگی امتحان را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I was struck with ease after finishing the article.
[ترجمه گوگل]بعد از اتمام مقاله با خیالی آسوده شگفت زده شدم
[ترجمه ترگمان]بعد از این که مقاله را تمام کردم خیالم راحت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They passed the exam with ease.
[ترجمه گوگل]با خیالی آسوده امتحان را پس دادند
[ترجمه ترگمان]آن ها امتحان را با آسودگی گذراندند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Gold and iron alloy with ease.
[ترجمه گوگل]آلیاژ طلا و آهن با سهولت
[ترجمه ترگمان]طلا و iron با سهولت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They won with ease.
[ترجمه گوگل]آنها به راحتی پیروز شدند
[ترجمه ترگمان]آن ها با آسودگی پیروز شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She won the 400m race with ease.
[ترجمه گوگل]او به راحتی در مسابقه 400 متر پیروز شد
[ترجمه ترگمان]او با آسودگی ۴۰۰ متر برنده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. They gained the game with ease.
[ترجمه گوگل]آنها به راحتی بازی را به دست آوردند
[ترجمه ترگمان]آن ها با آسودگی بازی را به دست اوردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He passed the test with ease.
[ترجمه گوگل]او امتحان را به راحتی پشت سر گذاشت
[ترجمه ترگمان]با آسودگی آزمایش را رد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He holed the putt with ease.
[ترجمه گوگل]او توپ را به راحتی سوراخ کرد
[ترجمه ترگمان]با آسودگی سوراخ را سوراخ کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It could be recognized with ease, and the criteria for its presence were precise and immutable.
[ترجمه گوگل]به راحتی قابل تشخیص بود و معیارهای حضورش دقیق و تغییرناپذیر بود
[ترجمه ترگمان]آن را می توان با سهولت تشخیص داد، و معیارهای حضور آن دقیق و تغییر ناپذیر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• easily, with little or no trouble

پیشنهاد کاربران

به آسانی به راحتی
به سهولت
به راحتی
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما