with a high hand


با کمال نخوت و غرور، با خودسری، دیکتاتورمابانه، امرانه، باتحکم، متکبرانه

انگلیسی به انگلیسی

• in force; with power; triumphantly

پیشنهاد کاربران

قید
🔸 معادل فارسی:
• با زور / با قدرت
• به طور خودسرانه / با دست بالا
• بدون در نظر گرفتن نظر دیگران / با استبداد
🔸 مثال ها:
The manager ruled the department with a high hand.
مدیر آن بخش را به طور خودسرانه و با اختیار کامل اداره می کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

He acted with a high hand and ignored everyone’s advice.
او به طور خودسرانه عمل کرد و از همه ی نظرات نادیده گرفت.
The king treated his subjects with a high hand.
پادشاه با رعایای خود به طور استبدادی رفتار می کرد.
They settled the dispute with a high hand, without listening to both sides.
آنها اختلاف را به طور یک جانبه و بدون شنیدن نظرات هر دو طرف حل کردند.