window dress

/ˈwɪndoʊˈdres//ˈwɪndəʊdres/

پشت ویترین گذاشتن، بنمایش گذاشتن

پیشنهاد کاربران

🔸 **معادل فارسی:**
ظاهر سازی / بزک کردن / تزیین کردن ویترین
________________________________________
🔸 **تعریف ها:**
1. ** ( تجاری – واقعی ) :**
چیدمان و تزیین ویترین مغازه برای جذب مشتری.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال: They window dressed the shop for Christmas.
ویترین مغازه را برای کریسمس تزیین کردند.
2. ** ( استعاری – منفی ) :**
ظاهر سازی یا بزک کردن وضعیت برای بهتر نشان دادن آن، بدون تغییر واقعی.
مثال: The company tried to window dress its accounts.
شرکت تلاش کرد حساب هایش را بزک کند.
3. ** ( محاوره ای – روزمره ) :**
اشاره به هر نوع قشنگ کاری سطحی برای پنهان کردن مشکلات.
مثال: Don’t just window dress the project—fix the real issues.
فقط ظاهر پروژه رو درست نکن، مشکلات واقعی رو حل کن.
________________________________________
🔸 **مترادف ها:**
decorate – embellish – disguise – gloss over – prettify – superficial fix