🔸 نکته:
تفاوت این عبارت با Go past و Pass by:
Go past ( عبور کردن از کنار ) به حرکت مستقیم از کنار یک نقطه ( بدون لزوم پیچ وخم ) اشاره دارد.
Pass by ( از کنار چیزی رد شدن ) به عبور ساده ( اغلب بدون توجه ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Wind past اما خاص ترین گزینه است که به حرکتی اشاره دارد که با پیچ وخم، انحنا، یا مسیر غیرمستقیم از کنار چیزی می گذرد و بر جنبه های تصویری و توصیفی تأکید دارد.
تفاوت این عبارت با Go past و Pass by:
Go past ( عبور کردن از کنار ) به حرکت مستقیم از کنار یک نقطه ( بدون لزوم پیچ وخم ) اشاره دارد.
Pass by ( از کنار چیزی رد شدن ) به عبور ساده ( اغلب بدون توجه ) اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
Wind past اما خاص ترین گزینه است که به حرکتی اشاره دارد که با پیچ وخم، انحنا، یا مسیر غیرمستقیم از کنار چیزی می گذرد و بر جنبه های تصویری و توصیفی تأکید دارد.
🔸 معادل فارسی:
• از کنار چیزی گذشتن / عبور کردن ( به صورت مارپیچ یا منحنی )
• ( در کاربرد فیزیکی ) با مسیر پیچ درپیچ از کنار چیزی رد شدن
• ( در کاربرد مجازی ) با دقت از یک موقعیت دشوار گذشتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
The river winds past the village.
رودخانه از کنار روستا با پیچ وخم می گذرد.
The path winds past the old castle.
مسیر با پیچ وخم از کنار قلعه ی قدیمی می گذرد.
We wound past the crowd to reach the exit.
ما با پیچ وخم از میان جمعیت رد شدیم تا به خروجی برسیم.
• از کنار چیزی گذشتن / عبور کردن ( به صورت مارپیچ یا منحنی )
• ( در کاربرد فیزیکی ) با مسیر پیچ درپیچ از کنار چیزی رد شدن
• ( در کاربرد مجازی ) با دقت از یک موقعیت دشوار گذشتن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
رودخانه از کنار روستا با پیچ وخم می گذرد.
مسیر با پیچ وخم از کنار قلعه ی قدیمی می گذرد.
ما با پیچ وخم از میان جمعیت رد شدیم تا به خروجی برسیم.
دنبال کردن یک مسیر پر پیچ و خم
After slicing through the Golden Gate fog, I wound past sunburnt vineyards to Sonoma's remote coast and rolled down the windows.