win someone back

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• دل کسی را دوباره به دست آوردن
• جلب محبت دوباره ی کسی
• پس گرفتن دل شکسته
• بازگرداندن رابطه ی عاطفی یا اعتماد ازدست رفته
🔸 مثال ها:
• “He cheated on her, but now he’s trying to win her back. ”
...
[مشاهده متن کامل]

به او خیانت کرد، اما حالا سعی می کند دوباره دلش را به دست آورد.
• “She left the company, and they’re trying to win her back with a better offer. ”
او شرکت را ترک کرد و آنها سعی می کنند با پیشنهاد بهتر دوباره او را برگردانند.
• “After the argument, he bought her flowers to win her back. ”
بعد از دعوا، برای دل بردن دوباره ی او، گل خرید.