🔸 نکته:
whip count را با vote count ( شمارش آرا پس از رأی گیری ) و poll ( نظرسنجی ) اشتباه نگیرید؛
vote count به شمارش رسمی آرا پس از پایان رأی گیری اشاره دارد، poll به نظرسنجی از افکار عمومی اشاره می کند، در حالی که whip count به شمارش غیررسمی و پیش از رأی گیری برای پیش بینی نتیجه اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
همچنین whip در این اصطلاح را با whip در معنای شلاق اشتباه نگیرید؛ در زمینه ی سیاسی، whip به مقام حزبی مسئول انضباط نمایندگان اشاره دارد. دقت کنید که whip count هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل ( to do a whip count ) به کار می رود.
whip count را با vote count ( شمارش آرا پس از رأی گیری ) و poll ( نظرسنجی ) اشتباه نگیرید؛
vote count به شمارش رسمی آرا پس از پایان رأی گیری اشاره دارد، poll به نظرسنجی از افکار عمومی اشاره می کند، در حالی که whip count به شمارش غیررسمی و پیش از رأی گیری برای پیش بینی نتیجه اشاره دارد.
... [مشاهده متن کامل]
همچنین whip در این اصطلاح را با whip در معنای شلاق اشتباه نگیرید؛ در زمینه ی سیاسی، whip به مقام حزبی مسئول انضباط نمایندگان اشاره دارد. دقت کنید که whip count هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل ( to do a whip count ) به کار می رود.
🔸 معادل فارسی:
شمارش آرا | شمارش رأی نمایندگان | بررسی تعداد حامیان | سرشماری آرای پارلمانی | جمع آوری آرای نمایندگان | شمارش موافقان و مخالفان
🔸 مثال ها:
• The party leadership is doing a whip count before the vote.
... [مشاهده متن کامل]
رهبری حزب پیش از رأی گیری مشغول شمارش آرا است.
• According to the latest whip count, the bill will pass by a narrow margin.
بر اساس آخرین شمارش آرا، این لایحه با اختلافی اندک تصویب خواهد شد.
• The whip count showed that several senators were still undecided.
شمارش آرا نشان داد که چند سناتور هنوز تصمیم نگرفته اند.
شمارش آرا | شمارش رأی نمایندگان | بررسی تعداد حامیان | سرشماری آرای پارلمانی | جمع آوری آرای نمایندگان | شمارش موافقان و مخالفان
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
رهبری حزب پیش از رأی گیری مشغول شمارش آرا است.
بر اساس آخرین شمارش آرا، این لایحه با اختلافی اندک تصویب خواهد شد.
شمارش آرا نشان داد که چند سناتور هنوز تصمیم نگرفته اند.