which

/ˈwɪt͡ʃ//wɪt͡ʃ/

معنی: چه، که، این، که این، کدام
معانی دیگر: کدام ؟، کدامین ؟، کدام یک ؟، چه ؟، آنچه را که، هر کدام (را که)، و این، که آن (آنها)، و این (اینها)، رجوع شود به: whichever، این هم، که این هم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: what one or ones.

- Which of these coats is yours?
[ترجمه h m] کدام یک از این کت ها مال شماست؟
|
[ترجمه Alikafi] کدام یک از این کت ها برای شما است
|
[ترجمه reza] کدوم یک از این کت ها مال شماست
|
[ترجمه ترگمان] کدوم یکی از این coats مال توئه؟
[ترجمه گوگل] کدام یک از این کتهای شماست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: whichever.

- Take which you want.
[ترجمه Masi] هرکدام را که میخواهی بردار
|
[ترجمه ترگمان] چیزی که تو می خوای رو بردار
[ترجمه گوگل] نگاهی که می خواهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: used as a relative pronoun to introduce additional information about the antecedent.

- The corner office, which is the president's, has a large number of windows.
[ترجمه ترگمان] این دفتر که رئیس جمهور است تعداد زیادی پنجره دارد
[ترجمه گوگل] دفتر گوشه ای که رئیس جمهور است، دارای تعداد زیادی از پنجره ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The pasta, which is new on the menu this year, is quite good.
[ترجمه ترگمان] پاستا که امسال هم جدید است بسیار خوب است
[ترجمه گوگل] پاستا، که در سال جاری جدید است، بسیار خوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: used as a relative pronoun to introduce information that defines the antecedent; that.

- The keys which were left on the counter belonged to one of the customers.
[ترجمه ترگمان] The که روی پیشخوان جا گذاشته شده بود متعلق به یکی از مشتریان بود
[ترجمه گوگل] کلیدهای موجود در شمارنده متعلق به یکی از مشتریان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: used after a preposition to represent the thing or things that it refers to.

- The secretary wrote five letters, of which the first one was the longest.
[ترجمه ترگمان] منشی پنج حرف نوشت که یکی از آن ها طولانی ترین بود
[ترجمه گوگل] وزیر امور خارجه پنج نامه نوشت، که نخستین آن طولانی ترین بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(6) تعریف: used as a relative pronoun to refer to the word that.

- I gave her that which she demanded.
[ترجمه ترگمان] من این را به او دادم
[ترجمه گوگل] من آن چیزی را که خواستم به او دادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
(1) تعریف: what certain one or ones of a group or selection mentioned or understood.

- Which suit do you like?
[ترجمه ترگمان] کدام کت و شلوار را دوست داری؟
[ترجمه گوگل] کدام کت و شلوار را دوست دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: whichever.

- He will walk which path he chooses.
[ترجمه ترگمان] اون راه میره که انتخاب کنه
[ترجمه گوگل] او مسیری را که او انتخاب می کند، راه خواهد انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: being previously designated or discussed.

- He lectured for an hour, during which time many students slept.
[ترجمه ترگمان] او ساعتی سخنرانی کرد که در طی آن بسیاری از دانشجویان خوابیده بودند
[ترجمه گوگل] او یک ساعته سخنرانی کرد، که در آن زمان بسیاری از دانش آموزان خوابیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. which apple do you want? the one that is on the table
کدام سیب را می خواهی ؟ آن که روی میز است.

2. which is better: sandy beaches or pebbly beaches?
کدام بهتر است: ساحل شنی یا ساحل ریگی ؟

3. which is more important, heredity or education?
وراثت مهم تر است یا آموزش و پرورش ؟

4. which is your car?
ماشین شما کدام است ؟

5. which is your hat?
کلاه تو کدام است ؟

6. which is your preference?
پسند شما کدام است ؟

7. which money?
چه پولی ؟

8. which of the men answered you?
کدام یک از مردان به تو پاسخ داد؟

9. which one did you like best?
کدام را از همه بیشتر دوست داشتی ؟

10. which one do you prefer?
کدام را می پسندی ؟

11. which one is more eloquent, sa'di or hafez?
کدام شیواترند - سعدی یا حافظ ؟

12. which one of these books do you like?
کدام یک از این کتاب ها را دوست داری ؟

13. which ones do you like most, soft or harsh colors?
رنگ های ملایم رابیشتر دوست داری یا رنگ های تند را

14. which political party was in office five years ago?
پنج سال پیش کدام حزب سیاسی بر سر کار بود؟

15. which priest is going to marry them?
کدام کشیش آنها را زن و شوهر خواهد کرد؟

16. which team is batting now?
حالا کدام تیم چوگان زنی می کند؟

17. accidents which occur at home
حوادثی که در خانه رخ می دهد

18. actions which were repugnant to his words
اعمالی که با حرف های او متناقض بود

19. acts which were inconsistent with his promises
اعمالی که با قول های او ناسازگار بود

20. articles which deal with the various phases of life in this rural area
مقاله هایی که با جنبه های مختلف زندگی در این ناحیه ی روستایی سر و کار دارند

21. aspirations which quicken the energies of men
آرزوهایی که به انسان نیرو می بخشد

22. bacteria which are immune to antibodies
باکترهایی که نسبت به پادتن ها مصون هستند

23. beliefs which have been impressed upon us in childhood
باورهایی که در کودکی به ما القا شده اند

24. bonds which were put upon them by earlier generations
وظایفی که نسل های پیشین به آنها محول کرده بودند

25. buildings which were pulverized by the tornado
ساختمان هایی که توسط گردباد با خاک یکسان شده بودند

26. clouds which were touched with red
ابرهایی که ته رنگ سرخ داشتند.

27. concerns which are peripheral to our vital interests
ملاحظاتی که جز و فروع علایق حیاتی ما هستند

28. criticism which was hidden under the veil of buffoonery
انتقادی که زیر نقاب دلقک بازی پنهان کرده بودند

29. dickers which are being discussed in the lobby of the parliament
بده و بستان هایی که در سرسرای پارلمان مورد مذاکره قرار می گیرد

30. events which have colored our nationality
رویدادهایی که ماهیت ملی ما را تحت تاثیر قرار داده اند

31. factories which have been silent for months
کارخانه هایی که ماه ها است خوابیده است

32. feelings which welled from deep below in his heart
احساساتی که از اعماق قلبش برمی خاست

33. habits which have been superimposed on other habits
عاداتی که بر عادات دیگر منطبق شده اند

34. headaches which may be ascribed to stress
سردردهایی که ممکن است ناشی از فشار روانی باشد

35. in which direction did the bandit go?
راهزن کدام ور رفت ؟

36. in which events are you going to participate?
در چه مسابقاتی شرکت خواهی کرد؟

37. knowledge, which is a blessing, can also become a curse
دانش که موهبتی است می تواند بلا هم بشود.

38. lands which were revested in the former owner
زمین هایی که به مالک پیشین پس داده شده است

39. languages which were new to him
زبان هایی که برای او تازگی داشتند

40. legislations which outlawed dueling
لوایحی که جنگ تن به تن را غیرقانونی کرد

41. memories which were blotted from my mind
خاطراتی که از مغزم محو شده بود

42. mountains which were jutting into the sky
کوه هایی که سر به آسمان کشیده بود.

43. muscles which adduct the fingers
عضلاتی که انگشت ها را به هم نزدیک می کنند

44. particles which are suspended in the water
ذراتی که در آب معلق هستند

45. particles which unite to form new compounds
ذراتی که به هم می پیوندند و ترکیبات جدیدی را به وجود می آورند

46. persian which is written in a beautiful hand
فارسی که با خط خوبی نگاشته شده است

47. products which are selling at top prices
محصولاتی که به بالاترین قیمت ها به فروش می رسند

48. questions which have perplexed mankind since the beginning of the world
پرسش هایی که از آغاز جهان بشر را حیران کرده است

49. rocks which are scored by the movement of the glacier
صخره هایی که حرکت یخرود آنها را خراشانده است

50. rocks which are sculptured by a river
صخره هایی که رودخانه آنها را دیسدار کرده است

51. take which you prefer?
هر کدام را که ترجیح می دهی بردار!

52. that which regards our welfare
آنچه که با رفاه ما سروکار دارد

53. work which is not equal to his status
کاری که در خور شان او نیست

54. every which way
(عامیانه) 1- به هرسوی،از هر سوی 2- با کمال بی نظمی،به طور درهم و برهم،الله بختی

55. know which side one's bread is buttered on
قدر عافیت دانستن،از ممر نعمت خود آگاه بودن

56. know which side your bread is buttered on
ارباب خود را شناختن،راه و چاه را بلد بودن

57. a book which is accesible to all students
کتابی که در دسترس همه ی دانش آموزان است.

58. a building which reeks of poverty
ساختمانی که از آن بوی فقر می بارد

59. a candlestick which is the twin of the one i had found
یک شمعدان که تای شمعدانی است که من یافته بودم

60. a garden which is walled on every part
باغی که از هرسو دیوار کشی شده است

61. a happening which is still within the memory of most elderly men
رویدادی که هنوز در یاد اکثر مردان سالخورده باقی مانده است

62. a league which is made for mutual defense
پیمانی که برای پدآفند متقابل درست شده است

63. a look which was indicative of joy
نگاهی که نشانگر شادی بود.

64. a manuscript which is full of emendations
دست نویسی که پر از حک و اصلاح است

65. a newspaper which is considered to be the voice of the government
روزنامه ای که ارگان دولت محسوب می شود.

66. a novel which i had to read as a school holiday task
رمانی که می بایستی به عنوان تکلیف دوران تعطیلات مدرسه می خواندم

67. a novel which is full of discernment and tender feelings
رمانی که پر از ژرف نگری و احساسات لطیف است

68. a policy which is suited to the genius of a free people
سیاستی که با روحیات یک ملت آزاد سازگار است

69. a prairie which was islanded with wooded tracts
دشتی که بخش های پردرخت در آن جزیره ایجاد کرده بود

70. a sight which was imprinted forever on her memory
منظره ای که برای همیشه در خاطرش نقش بسته بود

مترادف ها

چه (صفت)
which

که (ضمير)
which, who, whom

این (ضمير)
which, this

که این (ضمير)
which

کدام (ضمير)
any, which, what

تخصصی

[ریاضیات] که، کدام، به طوری که

به انگلیسی

• what; from what; to what; whichever; in what
what one; what; whichever; the one that; that; who; that he (she, it, etc.)
you use which to ask questions when there are two or more possible answers or alternatives.
you also use which to refer to a choice between two or more possible answers or alternatives.
you also use which at the beginning of a relative clause that specifies the thing you are talking about or that gives more information about it.
you also use which to refer back to what has just been said.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیچه، که، این، که این، کداممعانی متفرقهکدام ؟، کدامین ؟، کدام یک ؟، چه ؟، آنچه ...بررسی کلمهضمیر ( pronoun ) • ( 1 ) تعریف: what one or ones. - Which of these coats is yours? [تر ...جمله های نمونه1. which apple do you want? the one that is on the table کدام سیب را می خواهی ؟ آن که روی میز است. ...مترادفچه ( صفت ) which که ( ضمیر ) which, who, whom این ( ضمیر ) which, this که این ( ضمیر ) wh ...بررسی تخصصی[ریاضیات] که، کدام، به طوری کهانگلیسی به انگلیسیwhat; from what; to what; whichever; in what what one; what; whichever; the one that; that; who; tha ...
معنی which، مفهوم which، تعریف which، معرفی which، which چیست، which یعنی چی، which یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف w، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف w، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف w، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف w
کلمه بعدی: which floor please
اشتباه تایپی: صاهزا
آوا: /ویچ/
عکس which : در گوگل
معنی which

پیشنهاد کاربران

کدام
being the one or ones previously mentioned or implied
کدام، چیزیکه

Which I had already anwered
چیزی که قبلا جواب داده بودم
کدام یک
کدامم یک؟
کدومــش؟
اگر جمله پرسشی باشد معنیش ( ( کدام ) ) است
اگر جمله خبری باشد معنیش ( ( و این ) ) است
سوالی : کدام
در جمله زیر معنی هر کدام میده
You can pick which tshirt
معنیwhich =کدام یک و کدامین هست
با which دو جمله داریم برای مثال
The instrument which Vicky plays is the trumpet
و دومی
اصولا جملاتی که اولش which داره سوالی هست.
?Which man has got a mustache
به چه صورت ، به چه شکل
که این امر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما