when the chips are down


هنگام سختی، محک تجربه، در گیرودار مشکلات

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل های فارسی:
• وقتی کار به دشواری میکشد
• در لحظات بحرانی
• در تنگنا
• در زبان محاوره ای: وقتی کار گره می خوره، وقتی آتش می گیره
🔸 مثال ها:
• He talks a lot about loyalty, but when the chips are down, he's the first to leave.
...
[مشاهده متن کامل]

او درباره وفاداری زیاد حرف می زند، اما وقتی کار به دشواری میکشد، اولین کسی است که می رود.
• When the chips are down, we have to work together to survive.
در لحظات بحرانی، باید با هم کار کنیم تا زنده بمانیم.
• She's the kind of person you want beside you when the chips are down.
او از آن آدم هایی است که در تنگنا دوست داری کنارت باشد.
• The team always performs well when the chips are down.
تیم همیشه در لحظات بحرانی خوب عمل می کند.

هوا پسه
در دشواری و سختی ها
◀️ You find out who your real friends are when the chips are down : دوستان واقعی خود را به هنگام بالا گرفتن سختی ها خواهی شناخت.
◀️ when the chips are down they chicken out : زنانیکه اوضاع قاراشمیش میشه، دست رو پست میزارن ( از ترس، دست رو دست میزارن و کاری انجام نمیدن )
Chips in slang means money
در قمار بازی و پوکر به پول چیپس می گویند
. When you are in a difficult situation , especially one which tests whether you can trust people
وقتی اوضاع به هم بریزه
وقتی اوضاع خراب بشه.
When rhe chips are down people chicken out.
وقتی اوضاع خراب بشه مردم جا می زنن.
وقتی که توی شرایط سختی هستی مخصوصا شرایطی که آزمایش می کنه که می تونی به مردم اعتماد کنی
شرایط سخت، بحرانی و دشواری که در طی اون ذات واقعی دوست، نزدیکان یا اطرافیانتون رو میشناسید و ثابت میشه چند مرده حلاجند و تا چه حد در دوستی و رفاقتشون صادق هستند. یا چقدر حمایتتون می کنن و دستتون رو میگیرن.
...
[مشاهده متن کامل]

a very urgent, difficult, dangerous or desperate
situation especially one that makes you realize true value or color of people or things.
A time of testing
A time of crisis
Her husband bailed out and left her alone when the chips were down

در موقعیت بحرانی