when all is said and done

پیشنهاد کاربران

با این تفاضیل / نهایتاً اینکه
e. g. When all is said and done, there is little thing we can do to save the environment without the full support of industry and the government.
عزیزان، �با این تفاصیل� درست است، نه تفاسیر.
یعنی با این همه شرح و بسطی که داده شد. . . . روی هم رفته. . .
با همه این حرفا
ولی خب . . . .
They may seem a strange couple, but when all's said and don, they're really happy together.
با همه این صحبت ها
با در نظرگرفتن این تفاسیر
با تمام این تفاسیر. . .
گذشته از همه ی این حرفا. . . .
درپایان نکته حائزاهمیت این است که. . .
آنچه حائز اهمیت است این است که. . .
در یک مکالمه یک نفر دلایل متعددی را می آورد و طرف مقابل برای"یادآوری و تاکید" می گوید: when all is said and done یعنی با همه این حرفها " مثال واضح تر در فارسی اینگونه است که : "بابا جان کاملا می فهمم چی می گی اما با همه این حرفها من عاشقشم"
با همه این حرفا . . .
بعد از همه این حرفها. . . مهمتر از همه اینکه . . . . . در نهایت . . . . نهایتا اینکه. . . . . . . . . همه این حرفها به کنار. . . . همه این چیزها به کنار. . .
. When all’s said and done, he’s only a kid
مهمتر از همه اینکه . . . .
after considering or doing everything —used for a final general statement or judgment
"وقتی تکلیف همه چی مشخص شد و همه چی تموم شد". یا مثلا وقتی می خوایم مهم ترین قسمت یه ماجرا یا صحبت رو بگیم از این جمله استفاده می کنیم.
After everything else; remember this
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)