wet one's whistle


(خودمانی) دم به خمره زدن

انگلیسی به انگلیسی

• have a drink (especially an alcoholic drink)

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• گلو تر کردن ( با نوشیدن چیزی )
• یک نوشیدنی نوشیدن ( به ویژه برای رفع تشنگی )
• ( در کاربرد غیررسمی ) کمی نوشیدن الکل
🔸 مثال ها:
I’m feeling a bit thirsty; let’s stop and wet our whistles.
...
[مشاهده متن کامل]

کمی تشنه ام؛ بیا بایستیم و گلو تر کنیم ( چیزی بنوشیم ) .
He went to the pub to wet his whistle after work.
او بعد از کار به میخانه رفت تا یک نوشیدنی بنوشد ( گلو تر کند ) .
Would you like to wet your whistle with a cup of tea?
می خواهی با یک فنجان چای گلو تر کنی؟
Before the meeting, we had time to wet our whistles with some coffee.
قبل از جلسه، فرصت داشتیم که با قهوه گلو تر کنیم.

( مشروب، و. . . . ) یه گلویی تر کردن