wet nurse

/ˈwetˈnɜːrs//wetnɜːs/

معنی: دایه، دایگی
معانی دیگر: مرضعه، مادر رضاعی، دایگی کردن، پرستاری کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a woman who suckles another's baby.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wet-nurses, wet-nursing, wet-nursed
(1) تعریف: to suckle (another's baby).

(2) تعریف: to give excessive or unremitting care to.

- She wet-nurses her grown son by washing his clothes every week.
[ترجمه گوگل] او هر هفته پسر بالغ خود را با شستن لباس هایش پرستاری می کند
[ترجمه ترگمان] او هر هفته پسر بزرگش را با شستن لباس هایش خیس می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. It proved impossible to find enough wet nurses for the thousands of babies left at the hospital.
[ترجمه گوگل]یافتن پرستار خیس کافی برای هزاران نوزاد رها شده در بیمارستان غیرممکن بود
[ترجمه ترگمان]پیدا کردن پرستاران به اندازه کافی برای هزاران نوزاد در بیمارستان غیر ممکن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Most of these babies, put out to wet nurses, failed to survive infancy.
[ترجمه گوگل]بسیاری از این نوزادان که به پرستاران خیس سپرده شدند، نتوانستند در دوران نوزادی زنده بمانند
[ترجمه ترگمان]بیشتر این کودکان که پرستارها بودند، نتوانستند از کودکی جان سالم به در ببرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She had to engage a wet nurse because she could not nurse the child herself.
[ترجمه گوگل]او مجبور شد یک پرستار خیس را استخدام کند زیرا خودش نمی توانست از کودک پرستاری کند
[ترجمه ترگمان]او مجبور شد یک پرستار خیس را استخدام کند چون نمی توانست خودش پرستار بچه را پرستاری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A housemaid, especially a wet nurse, in India and the Far East.
[ترجمه گوگل]خدمتکار خانه، مخصوصاً یک پرستار خیس، در هند و خاور دور
[ترجمه ترگمان]یک کلفت، به خصوص پرستار تر، در هند و خاور دور
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She had a wet nurse for the infant.
[ترجمه گوگل]او یک پرستار خیس برای نوزاد داشت
[ترجمه ترگمان]دایه بچه را در آغوش داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. When the wet nurse came on board, It'struggled and twisted.
[ترجمه گوگل]وقتی پرستار خیس سوار شد، با مشکل مواجه شد و پیچ خورد
[ترجمه ترگمان]وقتی پرستار خیسش به عرشه آمد، تقلا کرد و پیچ خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Finally, her old wet nurse got the story out of her.
[ترجمه گوگل]سرانجام، پرستار قدیمی او داستان را از او بیرون آورد
[ترجمه ترگمان]سرانجام، دایه پیر داستان را از او بیرون کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Mammy:Acting like a wet nurse to them low-down poor white trash instead of being here eating her supper.
[ترجمه گوگل]مامان: به جای اینکه اینجا باشید و شامش را بخورید، مانند یک پرستار خیس با آنها در سطل زباله سفید بیچاره رفتار کنید
[ترجمه ترگمان]مامی به جای اینکه شام بخورد، مثل یک پرستار خیس عرق کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Woman is unrivaled as a wet nurse.
[ترجمه گوگل]زن به عنوان یک پرستار خیس بی رقیب است
[ترجمه ترگمان]زن به عنوان پرستار خیس، بی نظیر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. My aunt works as a wet nurse.
[ترجمه گوگل]خاله من به عنوان پرستار خیس کار می کند
[ترجمه ترگمان]خاله ام به عنوان یه پرستار خیس کار می کنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The lion was found in a tomb at Saqqara in northern Egypt belonging to Maia, wet nurse to Tutankhamun, who was buried in about 1430 BC.
[ترجمه گوگل]این شیر در مقبره ای در ساقارا در شمال مصر متعلق به مایا، پرستار توت عنخ آمون، که در حدود 1430 قبل از میلاد دفن شد، پیدا شد
[ترجمه ترگمان]شیر در مقبره ای در شمال مصر متعلق به Maia، پرستار wet to که در حدود ۱۴۳۰ قبل از میلاد مسیح به خاک سپرده شده بود پیدا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Stannis furrowed his brow. " I was told that the wet nurse was this man Craster's wife. "
[ترجمه گوگل]استنیس ابرویش را در هم کشید "به من گفتند که پرستار خیس، همسر کراستر است "
[ترجمه ترگمان]Stannis ابروهایش را درهم کشید و گفت: \" به من گفتند که دایه خانه زن این مرد بود \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دایه (اسم)
nurse, dry-nurse, wet nurse, nursemaid

دایگی (اسم)
wet nurse

انگلیسی به انگلیسی

• nurse hired to breast-feed a baby; breast-feed
in former times, a wet-nurse was a woman who was paid to feed another woman's baby with her breast milk.

پیشنهاد کاربران

پرستار شیرده ( زنی که برای شیر دادن به نوزاد دیگری استخدام می شود ) .
در معنای مجازی می تواند به کسی یا چیزی گفته شود که از ابتدا تا انتها مراقبت و تغذیه می کند.
مثال ها:
۱. In the past, wealthy royal families would hire a wet nurse to breastfeed the newborn prince.
...
[مشاهده متن کامل]

در گذشته، خانواده های سلطنتی ثروتمند یک پرستار شیرده استخدام می کردند تا شاهزاده تازه متولد شده را شیر بدهد.
۲. She worked as a wet nurse for the neighbor's child when the mother fell ill.
او وقتی مادر بیمار شد، به عنوان دایه شیرده برای کودک همسایه کار کرد.
۳. The university should not act as a wet nurse for students who refuse to study on their own.
دانشگاه نباید نقش نگهبان و پرستار دلسوز را برای دانشجویانی که از مطالعه خودداری می کنند، ایفا کند.

یعنی دایه
پرستاری و زنی که به نوزاد و بچه ای غیر از بچه خودش شیر میده و پول در ازاش میگیره