well run

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• منظم / سازمان یافته
• خوب اداره شده / با مدیریت کارآمد
• ( در مورد سازمان یا رویداد ) دارای نظم و برنامه ریزی دقیق
🔸 مثال ها:
The company is very well run and highly profitable.
...
[مشاهده متن کامل]

این شرکت بسیار منظم و سودآور است.
The hotel is clean, modern, and well run.
این هتل تمیز، مدرن، و با مدیریت کارآمد است.
The conference was well run and everything went smoothly.
کنفرانس به خوبی سازمان دهی شده بود و همه چیز روان پیش رفت.
A well - run school focuses on both academics and student well - being.
یک مدرسه ی منظم و با مدیریت خوب، هم بر آموزش و هم بر رفاه دانش آموزان تمرکز دارد.

موفق
مدیریت خوب
خوب اداره کردن
کارا
کارامد
موثر
کمکی
ارزشمند