well manicured

پیشنهاد کاربران

🔸 مترادف ها:
neat – tidy – groomed – polished – trim
🔸 مثال ها:
• She walked into the room with well - manicured nails.
او با ناخن های مرتب وارد اتاق شد.
• The hotel’s well - manicured gardens attracted many visitors.
...
[مشاهده متن کامل]

باغ های مرتب و رسیدگی شده ی هتل بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.
• His well - manicured appearance gave a professional impression.
ظاهر مرتب و رسیدگی شده اش تأثیر حرفه ای گذاشت.

منظم - هماهنگ
نازپرورده
مرفه ( جامعه پولدار )
آراسته ، پیراسته
آراسته
manicure میتونه به معنای وضعیت مالی هم باشه😉😀