1. welded pipesلوله های جوشکاری شده2. we welded the two rods togetherما آن دو میله را به هم جوش دادیم.3. hassan's kindness welded his wife to him for everمهربانی حسن زنش را برای همیشه با او همبسته کرد.
به عنوان مثال:welded joints: اتصالات به هم جوش خورده ( جوش داده شده )جوشکاری فلزات در رسته عمران و ساختمانبهم جوش خورده، بهم پیوستهپیوند خورده، پیوسته+ عکس و لینک