welcome wagon

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
گروه خوش آمدگویی | کمیته ی استقبال | هیئت خوش آمدگویی | گروه پذیرایی از تازه واردها | استقبال کنندگان
🔸 مثال ها:
• The welcome wagon showed up at our door with cookies and a neighborhood map.
...
[مشاهده متن کامل]

گروه خوش آمدگویی با کلوچه و نقشه ی محله به در خانه ی ما آمد.
• The new employee was greeted by the office welcome wagon.
کارمند جدید توسط گروه استقبال دفتر خوش آمد گفته شد.
• He joked that the welcome wagon was just a bunch of nosy neighbors.
او شوخی کرد که گروه خوش آمدگویی فقط مشتی همسایه ی فضول بودند.