🔸 معادل فارسی:
• نظر دادن دربارهٔ چیزی، اظهارنظر کردن
• وارد بحث شدن، مشارکت کردن در یک بحث
• موضع خود را بیان کردن ( معمولاً با اعتماد به نفس یا اقتدار )
🔸 مثال ها:
"The White House has not yet weighed in on the Supreme Court's decision. "
... [مشاهده متن کامل]
کاخ سفید هنوز درباره تصمیم دیوان عالی اظهارنظر نکرده است.
"Several experts weighed in on the potential risks of the new technology. "
چندین کارشناس دربارهٔ خطرات احتمالی فناوری جدید نظر دادند.
"Can I weigh in on this? I think we're missing the bigger picture. "
می توانم نظرم را بگویم؟ فکر می کنم تصویر بزرگ تر را نمی بینیم.
• نظر دادن دربارهٔ چیزی، اظهارنظر کردن
• وارد بحث شدن، مشارکت کردن در یک بحث
• موضع خود را بیان کردن ( معمولاً با اعتماد به نفس یا اقتدار )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
کاخ سفید هنوز درباره تصمیم دیوان عالی اظهارنظر نکرده است.
چندین کارشناس دربارهٔ خطرات احتمالی فناوری جدید نظر دادند.
می توانم نظرم را بگویم؟ فکر می کنم تصویر بزرگ تر را نمی بینیم.
نظر دادن درباره چیزی