🔸 نکته ظریف:
- Out of shape: فاقد آمادگی جسمانی.
- Way out of shape: به شدت فاقد آمادگی جسمانی.
- In good shape: دارای آمادگی جسمانی مناسب.
- Out of shape: فاقد آمادگی جسمانی.
- Way out of shape: به شدت فاقد آمادگی جسمانی.
- In good shape: دارای آمادگی جسمانی مناسب.
🔸 معادل فارسی:
🔸 از نظر جسمانی خیلی نامتناسب؛ به شدت از آمادگی بدنی دور؛ بدن ناآماده و کم تحرک داشتن
🔸 مثال ها:
I'm so way out of shape that I get tired just walking up the stairs.
آن قدر از آمادگی بدنی دور شده ام که حتی با بالا رفتن از پله ها خسته می شوم.
... [مشاهده متن کامل]
After years of sitting at a desk, he was way out of shape.
بعد از سال ها کار پشت میز، آمادگی جسمانی اش به شدت افت کرده بود.
She realized she was way out of shape when she couldn't keep up with her friends on the hike.
وقتی در پیاده روی در طبیعت نتوانست هم پای دوستانش حرکت کند، متوجه شد آمادگی جسمانی اش خیلی پایین آمده است.
🔸 از نظر جسمانی خیلی نامتناسب؛ به شدت از آمادگی بدنی دور؛ بدن ناآماده و کم تحرک داشتن
🔸 مثال ها:
آن قدر از آمادگی بدنی دور شده ام که حتی با بالا رفتن از پله ها خسته می شوم.
... [مشاهده متن کامل]
بعد از سال ها کار پشت میز، آمادگی جسمانی اش به شدت افت کرده بود.
وقتی در پیاده روی در طبیعت نتوانست هم پای دوستانش حرکت کند، متوجه شد آمادگی جسمانی اش خیلی پایین آمده است.