🔸 معادل فارسی:
• کاملاً از خط قرمز عبور کردن، به شدت از حد خارج شدن
• کاملاً نامناسب و غیرقابل قبول بودن ( رفتار یا حرف )
• بسیار بی احترامی کردن، از حد خود گذشتن
🔸 مثال ها:
( رفتار شخصی )
... [مشاهده متن کامل]
"I know you're angry, but you were way out of line yelling at her like that. "
می دانم عصبانی هستی، اما آن داد زدن تو کاملاً بی احترامی و از حد خارج بود.
( محیط کار )
"The boss was way out of line when he asked about your private life. "
وقتی رئیس در مورد زندگی خصوصی ات پرسید، به شدت از حد خودش عبور کرد ( رفتارش بسیار غیرحرفه ای بود ) .
( در یک مشاجره )
"You are way out of line. You need to apologize immediately. "
تو کاملاً از خط قرمز عبور کردی. باید فوراً عذرخواهی کنی.
( قضاوت در مورد عملکرد )
"Criticizing the volunteer's effort is way out of line; he tried his best. "
انتقاد کردن از تلاش آن داوطلب بسیار ناعادلانه و نامناسب است؛ او نهایت تلاشش را کرد.
• کاملاً از خط قرمز عبور کردن، به شدت از حد خارج شدن
• کاملاً نامناسب و غیرقابل قبول بودن ( رفتار یا حرف )
• بسیار بی احترامی کردن، از حد خود گذشتن
🔸 مثال ها:
( رفتار شخصی )
... [مشاهده متن کامل]
می دانم عصبانی هستی، اما آن داد زدن تو کاملاً بی احترامی و از حد خارج بود.
( محیط کار )
وقتی رئیس در مورد زندگی خصوصی ات پرسید، به شدت از حد خودش عبور کرد ( رفتارش بسیار غیرحرفه ای بود ) .
( در یک مشاجره )
تو کاملاً از خط قرمز عبور کردی. باید فوراً عذرخواهی کنی.
( قضاوت در مورد عملکرد )
انتقاد کردن از تلاش آن داوطلب بسیار ناعادلانه و نامناسب است؛ او نهایت تلاشش را کرد.
پا از گلیم فراتر گذاشتن، خارج شدن از حد و حدود موضوعی یا عملی
نا مناسب، غیر ضروری،