🔸 تعریف ها
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی چیزی way off است یعنی کاملاً اشتباه یا خارج از حالت طبیعی.
- مثال: *His affect is way off. *
حالت عاطفی اش کاملاً به هم ریخته است
2. ** ( عمومی – زمانی/مکانی ) :** فاصله ی زیاد یا خطای بزرگ.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: *Your guess is way off. *
حدست خیلی پرت است
3. ** ( استعاری – روانی ) :** اشاره به حالتی که رفتار یا احساس فرد غیرعادی یا ناهماهنگ است.
- مثال: *She seemed way off after the accident. *
بعد از حادثه حالش خیلی خراب به نظر می رسید
- - -
## 🔸 مترادف ها
far from correct – completely wrong – off track – inaccurate – abnormal
- - -
## 🔸 مثال ها
- *Your calculations are way off. *
محاسباتت کاملاً اشتباه است
- *His affect is way off today. *
امروز حالت عاطفی اش خیلی به هم ریخته است
- *That prediction was way off. *
آن پیش بینی خیلی پرت بود
1. ** ( محاوره ای – اصلی ) :** وقتی چیزی way off است یعنی کاملاً اشتباه یا خارج از حالت طبیعی.
- مثال: *His affect is way off. *
حالت عاطفی اش کاملاً به هم ریخته است
2. ** ( عمومی – زمانی/مکانی ) :** فاصله ی زیاد یا خطای بزرگ.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: *Your guess is way off. *
حدست خیلی پرت است
3. ** ( استعاری – روانی ) :** اشاره به حالتی که رفتار یا احساس فرد غیرعادی یا ناهماهنگ است.
- مثال: *She seemed way off after the accident. *
بعد از حادثه حالش خیلی خراب به نظر می رسید
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
محاسباتت کاملاً اشتباه است
امروز حالت عاطفی اش خیلی به هم ریخته است
آن پیش بینی خیلی پرت بود
سخت در اشتباهی
دور از انتظار بودن
دور از ذهن بودن
زمان زیادِ باقی مانده
زمان دراز و طولانی
مسافت طولانی
... [مشاهده متن کامل]
🔵A: "I'd say there are probably 500 jellybeans in that jar!" B: "Nope, you're way off! There's 1, 725. " : من میگم احتمالا ۵۰۰ تا آبنبات ژله ای توی ظرف شیشه ای هست/ نه خیلی دور گفتی. ۱۷۲۵تاست
🔵Tom is way off about Jenny if he thinks she's the type to rat us out : تام اشتباه میکنه اگه فکر کنه اون مارو لو میده
خیلی پرت بودن از موضوعی
اشتباه متوجه شدن ( مثال: You're way off= تو خیلی پرتی )
اشتباه متوجه شدن ( مثال: You're way off= تو خیلی پرتی )
زمان زیادی در آینده ( مثال: Christmas is still a way off. ) ، مسافت طولانی ( مثال:It’s still quite a way off to Glasgow. )
خیلی دور.
پرت
خیلی طولانی
پرت
خیلی طولانی