way forward

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• "The peace talks ended with no clear way forward. "
( مذاکراتِ صلح بدونِ هیچ راهِ روشنی برای آینده به پایان رسید. )
• "We need to agree on the way forward before the next meeting. "
...
[مشاهده متن کامل]

( قبل از جلسه یِ بعدی باید رویِ راهِ پیش رو به توافق برسیم. )
• "The company's way forward involves digital transformation and cost reduction. "
( مسیرِ پیش رویِ شرکت، شاملِ تحولِ دیجیتال و کاهشِ هزینه ها است. )
• "Despite the challenges, we found a way forward through compromise. "
( با وجودِ چالش ها، از طریقِ مصالحه، راهی برای پیشرفت پیدا کردیم. )

ممنونم عالی
راهِ پیش رو، برنامۀ پیش رو
راه پیشرفت/پیشروی
به سوی کامیابی
بهترین راه ( موفقیت )
تنها راه ( موفقیت )
بهترین روش
برنامه ی پیش رو