Shake: دست دادن
Wave: دست را تکان دادن ( که یکی ببینت. یجور سلام کردن )
دور
موج ( در آب )
The waves crashed on the shore. دست تکون دادن به منظور خداحافظی ( حرکت دست )
She gave a wave goodbye. حرکت رفت و برگشتی
A wave of heat swept over him. افزایش ناگهانی
... [مشاهده متن کامل]
A wave of crime hit the city.
( فعل ) موج دار شدن
The flag waved in the wind.
( فعل ) موج دار کردن
She waved her hair.
( فعل ) دست تکان دادن
He waved to his friend.
( فعل ) با حرکت ( دست یا چیزی ) کسی را به سمتی هدایت کردن
The officer waved the cars past him.
( مجازی ) حرکت مواج گونه
They passed through the gates in waves. .
🚫 دوستان لطفاً این کلمات رو باهم اشتباه نگیرید:
Wave: To move your hand or something back and forth 👋
Waive: To give up a right or claim voluntarily ❌
می توان از {خیز. پیچ. چین. خم} به جایِ {موج. wave} بکار برد.
بِدرود!
وقوع یا افزایش ناگهانی یک پدیده، رخداد، احساس یا حس
Wave goodbye
خداحافظی کردن با تکان دادن دست
۱. دست تکان دادن
۲. موج
موج، موج زدن
مثال: She waved goodbye as the train pulled out of the station.
او با دست موجی به عنوان اخراج قطار از ایستگاه وداع کرد.
*آموزش زبانهای انگلیسی، ترکی استانبولی و اسپانیایی
برای نمونه های، گرما هم استفاده میشه؛
مثل: مایکروویو microwave
یا دستگاه ویو سیگار، و دستگاه ویو چسب حرارتی
اینستا esi_kala
wave: موج
wave 4 ( n ) =if a person's hair has a wave or waves, it's not straight, but curls slightly, e. g. wavy hair. wave 3 ( n ) =the form that some types of energy such as heat, sound, light, etc. take as they move, e. g. radio waves. sound waves. wave 2 ( n ) =a movement of your arm and hand from side to side, e. g. With a wave and a shout he ran down the road to meet us. wave 1 ( n ) ( weɪv ) =a raised line of water that moves across the surface of the ocean, etc. , e. g. Huge waves were breaking on the shore.
دست تکون دادن البته معانی دیگه ای هم میتونه داشته باشه
لرزیدن
معیار ، موج
پیچ و تاب خوردن
waving hand as a goodbye
wavy hair :a hair isn't straight
دست تکان دادن به عنوان سلام
دست تکان دادن
✔️دست تکان دادن
He would always turn and 🔰wave🔰 at the end of the street
طبق رفتار و عادت معمول ش انتهای خیابون که میرسه برمیگرده و دست تکون میده واسمون
wave ( اقیانوس شناسی )
واژه مصوب: موج
تعریف: آشفتگی در سطح دریا یا هر تودۀ آب به شکل خیزاب یا پشته
دست برآوردن
یک کلمه دیگر هست waive
تلفظ یکسان دارد ولی به معنی چشم پوشی کردن و نادیده گرفتن هست
یکی از معانیش ( دست تکان دادن ) است
he waved goodbye to his parents before going back to college
او قبل از برگشتن به دانشکده با دست تکان
دادن با پدر و مادرش خداحافظی کرد
to move your hand to say hello or goodbye
دست تکان دادن برای سلام کردن یا خداحافظی کردن
خمیازه کشیدن هم معنی میده
Frequency, in physics, the number of waves that pass a fixed point in unit time
موج، هر نوع موج قابل مشاهده یا غیر قابل مشاهده
shake
such as: . . . and Ivan Antonovich WAVED his hand مربوط به کتاب Soviet Russian:p:25
waving a gun اسلحه کشیدن
دست تکان دادن
دست تکان دادن برای کسی
خداحافظی کردن ( تکان دادن دست )
"طیف" هم میتواند معنی دهد. مثال:
a wave of new, safe and effective products
طیفی از محصولات جدید، سالم و مفید
موی فر
جریان - افزایش ناگهانی - معیار
همون بای بای کردن و دست تکون دادن خودمونه😉
موج آب
موج مو
when sea go up and down
بالا و پایین امدن اب ( موج )
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٠)