water plant

/ˈwɒtərˈplænt//ˈwɔːtəplɑːnt/

گیاه آبزی، آبگیاه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a plant that lives submerged in water or that has its roots in or under water.

جمله های نمونه

1. You should water plants either first thing in the morning or last thing at night.
[ترجمه گوگل]گیاهان را باید اول صبح یا آخر شب آبیاری کنید
[ترجمه ترگمان]فردا صبح یا شب اول باید از گیاهان آبی استفاده کنی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You only need to water plants every other day.
[ترجمه گوگل]فقط باید گیاهان را یک روز در میان آبیاری کنید
[ترجمه ترگمان] تو فقط هر روز به گیاهان آب احتیاج داری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The marshes provide a rich habitat for water plants.
[ترجمه گوگل]باتلاق ها زیستگاهی غنی برای گیاهان آبی فراهم می کنند
[ترجمه ترگمان]باتلاق ها یک زیستگاه غنی برای گیاهان آبی فراهم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Growth of the reed can choke out native water plants.
[ترجمه گوگل]رشد نی می تواند گیاهان آب بومی را خفه کند
[ترجمه ترگمان]رشد نی می تواند باعث خفگی گیاهان بومی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. These spores are easily introduced into the aquarium with water, plants, or through the air.
[ترجمه گوگل]این هاگ ها به راحتی با آب، گیاهان و یا از طریق هوا وارد آکواریوم می شوند
[ترجمه ترگمان]این spores به راحتی به درون آکواریوم با آب، گیاهان و یا از طریق هوا وارد می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. If you build a water plant in a desert using mediocre technology, you're a superstar.
[ترجمه گوگل]اگر با استفاده از فناوری متوسط ​​در یک بیابان یک کارخانه آبی بسازید، یک فوق ستاره هستید
[ترجمه ترگمان]اگر یک کارخانه آب در بیابان با استفاده از فن آوری متوسط بسازید، یک سوپر استار هستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Native to the Mediterranean, this water plant looks like a bundle of slimy, greyish-green rat tails.
[ترجمه گوگل]این گیاه آبی که بومی مدیترانه است، شبیه دسته ای از دم موش های لزج و سبز مایل به خاکستری است
[ترجمه ترگمان]این نیروگاه آبی به دریای مدیترانه شبیه به مجموعه ای از دم موش خاکستری و خاکستری به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Water supply: there's water plant in the Park, tap water supply is all - day available.
[ترجمه گوگل]تامین آب: کارخانه آب در پارک وجود دارد، آب لوله کشی تمام روز در دسترس است
[ترجمه ترگمان]منبع آب: یک نیروگاه آبی در پارک وجود دارد و تامین آب در تمام روز در دسترس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Always water plant thoroughly, using room temperature or tepid ( not icy ) water.
[ترجمه گوگل]همیشه گیاه را با استفاده از دمای اتاق یا آب ولرم (نه یخ زده) به طور کامل آبیاری کنید
[ترجمه ترگمان]همیشه به طور کامل از آب استفاده کنید و از دمای اتاق و یا آب ولرم (بدون آب سرد)استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This valve is used in water plant to stop, seal, discharge mud in the filter pool.
[ترجمه گوگل]این شیر در کارخانه آب برای توقف، آب بندی، تخلیه گل در استخر فیلتر استفاده می شود
[ترجمه ترگمان]این شیر در کارخانه آب برای توقف، آب بندی، گل تخلیه در استخر فیلتر استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Therefore stomata are not required in water plant.
[ترجمه گوگل]بنابراین روزنه در گیاه آب مورد نیاز نیست
[ترجمه ترگمان]بنابراین منافذ در کارخانه آب مورد نیاز نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The flashboard valve is used in water plant, sewage treatment plant, power plant and other industries.
[ترجمه گوگل]شیر فلاش برد در کارخانه آب، تصفیه خانه فاضلاب، نیروگاه و سایر صنایع استفاده می شود
[ترجمه ترگمان]شیر flashboard در نیروگاه، نیروگاه تصفیه فاضلاب، کارخانه برق و صنایع دیگر مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The automatic control of coagulant dosage of water plant in Luzhou City, Sichuan Province being taken as an example, the practical case of the new submersed sensor is introduced.
[ترجمه گوگل]کنترل خودکار دوز منعقد کننده کارخانه آب در شهر لوژو، استان سیچوان که به عنوان مثال در نظر گرفته شده است، مورد عملی سنسور جدید غوطه ور معرفی شده است
[ترجمه ترگمان]کنترل اتوماتیک مقدار coagulant کارخانه آب در شهر Luzhou در استان سیشوان به عنوان یک نمونه مورد استفاده قرار گرفته است که در آن مورد عملی سنسور جدید submersed معرفی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The landfill site and leached waste water plant of municipal refuse are two main odor sources.
[ترجمه گوگل]محل دفن زباله و کارخانه فاضلاب شسته شده زباله شهری دو منبع اصلی بو هستند
[ترجمه ترگمان]محل دفن زباله و تصفیه فاضلاب زباله های شهری دو منبع اصلی بو هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Typha is one kind of important water plant resources.
[ترجمه گوگل]تیفا یکی از منابع مهم گیاهی آبی است
[ترجمه ترگمان]Typha یکی از انواع منابع مهم نیروگاه آبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• growth whose roots are in the water

پیشنهاد کاربران

نیروگاه آبی
آب دادن ب گیاهان
a. to. z_english
منو تو اینستا فالو کنین
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما