water level

/ˈwɒtərˈlevəl//ˈwɔːtəˈlevəl/

معنی: سطحاب
معانی دیگر: سطح آب، رویه ی آب، ارتفاع سطح آب، ژرفای آب، رجوع شود به: water table، (معماری) تراز آب، ترازابی، رویه اب، ترازابی، سطح اب

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the level of the surface of any body of water.

(2) تعریف: the level to which a vessel sinks when immersed; water line.

(3) تعریف: the level below which the ground is saturated with water; water table.

جمله های نمونه

1. Fish struggle for survival when the water level drops in the lake.
[ترجمه ترگمان]زمانی که سطح آب در دریاچه افت می کند، ماهی برای زنده ماندن تقلا می کند
[ترجمه گوگل]مبارزه ماهی برای زنده ماندن زمانی که سطح آب در دریاچه قطره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The water level in the flooded region has finally begun to drop.
[ترجمه ترگمان]سطح آب در منطقه سیل زده بالاخره شروع به افت کرده است
[ترجمه گوگل]سطح آب در منطقه سیلاب در نهایت شروع به افتادن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The water level has been raised by 1 metres.
[ترجمه ترگمان]سطح آب تا ۱ متر افزایش یافته است
[ترجمه گوگل]سطح آب با 1 متر افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The water level in the lake is much higher after heavy rain.
[ترجمه ترگمان]سطح آب دریاچه بعد از باران سنگین بسیار بیشتر است
[ترجمه گوگل]سطح آب در دریاچه پس از باران سنگین بالاتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Check the water level in the car radiator.
[ترجمه ترگمان]سطح آب را در رادیاتور اتومبیل بررسی کنید
[ترجمه گوگل]سطح آب رادیاتور ماشین را بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The wind, temperature, water level, etc has dropped considerably.
[ترجمه ترگمان]باد، دما، سطح آب و غیره به طور قابل توجهی افت کرده است
[ترجمه گوگل]باد، دما، سطح آب، و غیره به میزان قابل توجهی کاهش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. After the flood it took weeks for the water level to go down.
[ترجمه ترگمان]بعد از سیل هفته ها طول کشید تا سطح آب پایین بیاید
[ترجمه گوگل]پس از سیل، هفته ها برای رسیدن به سطح آب به طول انجامید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The water level of the Mississippi River is already 5 feet below normal.
[ترجمه ترگمان]سطح آب رودخانه می سی سی پی در حال حاضر ۵ فوت پایین تر از سطح نرمال است
[ترجمه گوگل]سطح آب رودخانه می سی سی پی در حال حاضر 5 فوت کمتر از معمول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The water level in Lake Taihu has reached record levels.
[ترجمه ترگمان]سطح آب دریاچه Taihu به سطوح بی سابقه ای رسیده است
[ترجمه گوگل]سطح آب در دریاچه Taihu به سطح رکوردی رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Normally the water level is high enough during the spring and summer for the river to flow.
[ترجمه ترگمان]به طور معمول سطح آب در طول بهار و تابستان برای جریان آب به اندازه کافی بالا است
[ترجمه گوگل]به طور معمول سطح آب در فصل بهار و تابستان برای جریان رودخانه به اندازه کافی بالا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. When the leaves have reached the water level they wind about below the surface and become dense tangles.
[ترجمه ترگمان]زمانی که برگ ها به سطح آب رسیدند، آن ها در زیر سطح قرار می گیرند و به هم تبدیل می شوند
[ترجمه گوگل]هنگامی که برگ ها به سطح آب رسیده اند، آنها در زیر سطح آب قرار می گیرند و درهم می مانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The water level can be raised slowly by adding water from the breeding tank, and subdued lighting provided.
[ترجمه ترگمان]سطح آب را می توان به آرامی با اضافه کردن آب از مخزن تولید و روشنایی ضعیف تامین کرد
[ترجمه گوگل]سطح آب را می توان به آرامی با اضافه کردن آب از مخزن پرورش، و روشنایی تضعیف ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. You may have noticed the water level go up in the container when you put objects in the water.
[ترجمه ترگمان]ممکن است متوجه شوید که سطح آب در ظرف زمانی که اشیا را در آب قرار می دهید، بالا می رود
[ترجمه گوگل]شما ممکن است متوجه شوید که میزان آب در مخزن در هنگام قرار دادن اشیاء در آب افزایش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. A simple technique is to lower the water level to the height of the parents.
[ترجمه ترگمان]یک روش ساده این است که سطح آب را به ارتفاع والدین کاهش دهید
[ترجمه گوگل]یک روش ساده این است که سطح آب را به ارتفاع والدین پایین بیاوریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Broadly speaking, strong winds raise the water level in the direction towards which the wind blows.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، باده ای قوی سطح آب را در جهت که باد می وزد بالا می برند
[ترجمه گوگل]به طور کلی، بادهای قوی موجب افزایش سطح آب در جهت باد می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سطحاب (اسم)
water level

تخصصی

[عمران و معماری] تراز آب - سطح آب
[نفت] سطح آب زیر زمینی
[آب و خاک] تراز آب، سطح آب

به انگلیسی

• water gauge to display level by showing the surface of water in a trough or in a u-shaped tube; height of the water, determination of the quantity of water in a given body of water; water line
water gauge to show the level by showing the surface of water in a trough or in a u-shaped tube; height of the water, determination of the quantity of water in a given body of water; water line

پیشنهاد کاربران

سطح اب از نظر ارتفاع
نباید با surface of water به معنی سطح آب ( روی آب ) اشتباه گرفته بشه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما