water glass

/ˈwɒtərˈɡlæs//ˈwɔːtəɡlɑːs/

لیوان، ظرف آب (شیشه ای)، جام، رجوع شود به: water clock
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a glass for drinking water; tumbler.

(2) تعریف: a glass water gauge.

(3) تعریف: a tube or box with a glass bottom, used for underwater observation.

(4) تعریف: sodium or potassium silicate, usu. dissolved in water to form an adhesive, a preservative for eggs, or a protective coating.

جمله های نمونه

1. Knife first at your right, water glass centered on its tip, one inch away.
[ترجمه ترگمان]چاقو اول در سمت راست شما قرار داشت و لیوان آب در نوک آن قرار داشت و یک اینچ آن طرف تر بود
[ترجمه گوگل]اولین چاقو در سمت راست خود، شیشه آب روی نوک آن، یک اینچ فاصله دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Charpois would be brought, trays of water glasses, sometimes tea.
[ترجمه ترگمان]Charpois، سینی های آبی، بعضی وقت ها چای می آورند
[ترجمه گوگل]شارپس می شود، سینی های عینک آب، گاهی چای
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The busboy rushes to refill my water glass after every sip.
[ترجمه ترگمان]بعد از هر جرعه، پیشخدمت با عجله لیوان آب مرا پر می کند
[ترجمه گوگل]پسربچه ای بعد از هر گزش، آب شیشه ای خود را دوباره پر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They drank brandy out of water glasses, made jokes about death, illness, and the sufferings of animals and humans.
[ترجمه ترگمان]آن ها برندی را از لیوان آب نوشیدند، درباره مرگ، بیماری و رنج حیوانات و انسان ها شوخی کردند
[ترجمه گوگل]آنها براندی را از عینک آب نوشیدند، جوک های مربوط به مرگ، بیماری و رنج حیوانات و انسان ها را می نوشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Three waiters descended on the table, filling water glasses, adjusting silverware and plates.
[ترجمه ترگمان]سه نفر از پیشخدمت ها روی میز پایین آمدند، لیوان های آب را پر کردند و بشقاب ها و بشقاب ها را مرتب کردند
[ترجمه گوگل]سه پیشخدمت بر روی میز می نشستند، عینک های آب را پر می کردند، وسایل نقره ای و صفحات را تنظیم می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A virtuoso could do that with water glasses!
[ترجمه ترگمان]یک نوازنده زبردست می تونه این کار و با شیشه های آب انجام بده!
[ترجمه گوگل]یک Virtuoso می تواند این کار را با عینک های آب انجام دهد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It had not been the water glass he'd overturned during the night -- it ink bottle.
[ترجمه ترگمان]این لیوان آبی بود که در طول شب واژگون کرده بود بطری مرکب بود
[ترجمه گوگل]این شیشه آب بود که او در طول شب ناپدید شد - این بطری جوهر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He had a water glass full - of whiskey beside him which he kept sipping at.
[ترجمه ترگمان]لیوان آبی پر از ویسکی در کنار او داشت که به نوشیدن ادامه می داد
[ترجمه گوگل]او یک آب شیشه ای پر از ویسکی در کنار او داشت که او را در آغوش گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Potash water glass cement is made up of potash water glass, condensed aluminum phosphate as curing agent and acid-resistant fillings .
[ترجمه ترگمان]سیمان شیشه ای Potash از شیشه آب پتاس، فسفات آلومینیوم فشرده به عنوان عامل درمان و پر کردن مقاوم در برابر اسید تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]سیمان شیشه ای آب پتاسیم از شیشه آب پتاس، فسفات آلومینیوم خنثی شده به عنوان مواد خیس کننده و پرکننده های مقاوم در برابر اسید تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The strength of water glass - PVA system silica gel is better and its cost is the lowest.
[ترجمه ترگمان]قدرت ژل سیلیکا - glass - PVA بهتر است و هزینه آن پایین ترین است
[ترجمه گوگل]استحکام شیشه آب - ژل سیلیکا سیستم PVA بهتر است و هزینه آن کمترین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Adopting IPN techniques to recombine PVA and water glass, shaped size of interpenetrating networks structure.
[ترجمه ترگمان]استفاده از تکنیک های IPN برای ترکیب PVA و شیشه آب، به شکل ساختار شبکه های interpenetrating
[ترجمه گوگل]اتخاذ تکنیک های IPN برای بازسازی PVA ​​و شیشه آب، اندازه ی شکل ساختار شبکه های متقابل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Acid-resistant glass cement is composed of water glass, curing agent and powder filler.
[ترجمه ترگمان]سیمان شیشه مقاوم در برابر اسید از شیشه آب، عامل درمان و پرکننده پودر تشکیل شده است
[ترجمه گوگل]سیمان شیشه ای مقاوم در برابر اسید از شیشه آب، عامل خیساندن و پرکننده پودر تشکیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The application of advanced molding technique for water glass sand will effectively improve sand shakeout cleaning.
[ترجمه ترگمان]استفاده از روش ریخته گری پیشرفته برای ماسه شیشه ای آب به طور موثر تمیز کردن شن ها را بهبود می بخشد
[ترجمه گوگل]استفاده از تکنیک قالب ریزی پیشرفته برای شن و ماسه شیشه ای به طور مؤثری باعث بهبود شستشو شن و ماسه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In addition, Obama must hand his water glass to a secret service man for a thorough destruction after drinking water outside the White House.
[ترجمه ترگمان]علاوه بر این، اوباما باید لیوان آب خود را به یک سرویس مخفی برای نابودی کامل پس از نوشیدن آب بیرون کاخ سفید تحویل دهد
[ترجمه گوگل]علاوه بر این، اوباما باید آب شیشه ای خود را به یک مرد محرمانه برای تخریب کامل پس از آب آشامیدنی در خارج از کاخ سفید بفرستد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The preparation of acidic silicasol commerical water glass is introduced in this paper.
[ترجمه ترگمان]آماده سازی شیشه آب silicasol اسیدی در این مقاله مطرح شده است
[ترجمه گوگل]در این مقاله آماده سازی آب شیشه ای تجاری سیلیکاسول اسیدی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[شیمی] شیشه مایع
[عمران و معماری] آب شیشه - شیشه محلول
[نساجی] آب شیشه - سیلیکات سدیم سختی آب
[آب و خاک] ایستگاه آب سنجی

به انگلیسی

• cup used for drinking water; water meter; goggles used in the water

معنی یا پیشنهاد شما