water closet

/ˈwɒtərˈklɑːzət//ˈwɔːtəˈklɒzɪt/

مستراح، توالت، ابدست خانه، مبال، کناراب، ادب خانه، w ابریز، مستراح، مبال
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a flush toilet, or a room or booth containing a toilet and often a washbowl.

جمله های نمونه

1. He went to the water closet.
[ترجمه ME] اون رفت دستشویی
|
[ترجمه ترگمان]به طرف گنجه آب رفت
[ترجمه گوگل]او به گنجه آب رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Charles went into the water closet on tlie second floor and closed the door behind him.
[ترجمه ترگمان]شارل روی کف اتاق دوم رفت و در را پشت سرش بست
[ترجمه گوگل]چارلز در طبقه دوم در طبقه دوم قرار گرفت و درب پشت سرش را بست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The maids' bathroom and water closet is on the top floor by the linen room.
[ترجمه ترگمان]حمام و گنجه آشپزخانه در طبقه اول است
[ترجمه گوگل]حمام و گنجه آبنمای خدمتکار در طبقه بالای اتاق لینک قرار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I rushed to the water closet to clean the cursed blood.
[ترجمه مهسا] شتابان به سمت مستراح رفتم تا خون نفرین شده را بشویم
|
[ترجمه ترگمان]به سمت کمد آبی دویدم تا خون نفرین شده را پاک کنم
[ترجمه گوگل]من برای گشت و گذار از خون خوارم به گنبد آویختم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In a Greek water closet he breathed his last: euthanasia.
[ترجمه ME] اون مرد در یک مستراح یونانی آخرین نفسش رو کشید
|
[ترجمه ترگمان]در یک گنجه آب یونانی آخرین نفس را کشید: euthanasia
[ترجمه گوگل]او در یک کابین آب یونان آخرین نفوذ او را نفس میاندازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The common way of flushing water closet were straight - and two - siphon.
[ترجمه ترگمان]روش معمول سالن آب، صاف و دو لوله بود
[ترجمه گوگل]راه های معمول برای جارو کردن مخزن آب مستقیم و دو سیفون بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Generally speaking, straight flushing water closet of the noise but also more prone to smell.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، کمد آب تخلیه مستقیم سر و صدا اما بیشتر در معرض حس بویایی است
[ترجمه گوگل]به طور کلی، مخزن آب شستشوی مستقیم از سر و صدا، بلکه بیشتر در معرض بوی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A water closet; a toilet.
[ترجمه ترگمان] کمد آبی، توالت
[ترجمه گوگل]گنجه آب یک توالت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. She told me that, as a child, she was very proud of their W . C . ( water closet ).
[ترجمه ترگمان]او به من گفت که به عنوان یک کودک، او به W آن ها خیلی افتخار می کند ج (کمد آب)
[ترجمه گوگل]او به من گفت که به عنوان یک کودک، او بسیار از W خود افتخار می کند سی (گنجه آب)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] آبریزگاه - توالت

به انگلیسی

• washroom, lavatory

پیشنهاد کاربران

در واقع بزرگ شده ی wc است

مستراح
مبرز
مبال
توالت
دستشویی
خلوت با آب: ) ) )
به معنی مستراب. دستشویی
WC مخفف water closet هست به معنای توالت و مستراح
مترادف هاش میشن : Restroom / Toliet / Washroom
اب بسته
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما