watchword

/ˈwɑːˌt͡ʃwərd//ˈwɒt͡ʃwɜːd/

معنی: اسم شب، کلمه رمزی، شعار حزبی، شعار حزب
معانی دیگر: (حزب و غیره) شعار، اسم رمز
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a secret word or phrase; password.
مشابه: password

(2) تعریف: a word or phrase summarizing a principle or belief, esp. of a group or party; motto; slogan.
مشابه: motto, slogan

جمله های نمونه

1. the watchword of the conservatives is "law and order"
ورد زبان محافظه کاران ((نظم و قانون است))

2. Today the watchword is " Learn through playing ".
[ترجمه ترگمان]امروزه شعار شعار \"یاد گرفتن از طریق بازی\" است
[ترجمه گوگل]امروز واژه نامه 'یادگیری از طریق بازی' است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And remember, let caution be your watchword.
[ترجمه ترگمان]و به خاطر داشته باشید که احتیاط خود را به عمل آورید
[ترجمه گوگل]و به یاد داشته باشید، بگذارید با احتیاط قلم خود شما باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Environmental quality will be the watchword for the 21st century.
[ترجمه ترگمان]کیفیت محیطی کلمه \"شعار\" قرن بیست و یکم خواهد بود
[ترجمه گوگل]کیفیت زیست محیطی قرن بیست و یکم خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Our watchword is: 'Evolution, not revolution'.
[ترجمه ترگمان]شعار ما این است: تکامل، نه انقلاب
[ترجمه گوگل]کلمه کلیدی ما 'تکامل، نه انقلاب' است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This will continue to be our watchword in the years ahead.
[ترجمه ترگمان]این شعار روز پیش ماست
[ترجمه گوگل]این در سالهای آینده به عنوان ضرب المثل ما ادامه خواهد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Growth is once again the watchword as the country looks for another period of expansion in higher education.
[ترجمه ترگمان]زمانی که کشور به دنبال دوره دیگری از گسترش در آموزش عالی به نظر می رسد، رشد بار دیگر شعار روز است
[ترجمه گوگل]رشد یک بار دیگر کلمه کلیدی است به عنوان کشور به دنبال دوره دیگری از گسترش در آموزش عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Quality is our watchword.
[ترجمه ترگمان]کیفیت شعار ماست
[ترجمه گوگل]کیفیت ماژول ما است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In her day and at her station, the watchword for women was class.
[ترجمه ترگمان]در روز او و در ایستگاه او کلمه رمز زنان در کلاس بود
[ترجمه گوگل]در روز و در ایستگاه او، واژه نامه برای زنان کلاس بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This is the watchword of the Winnetka school district.
[ترجمه ترگمان]این کلمه شعار منطقه مدرسه Winnetka است
[ترجمه گوگل]این ضرب المثل وینکتکا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. To rebuild our economies, watchword must be investment rather than stimulus.
[ترجمه ترگمان]برای بازسازی اقتصادهای خود، \"شعار\" باید به جای محرک، سرمایه گذاری شود
[ترجمه گوگل]برای بازسازی اقتصاد ما، واژه نامه باید سرمایه گذاری و نه تحریک باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Efficiency seemed to be the watchword of the evening.
[ترجمه ترگمان]به نظر می رسید که Efficiency شب شب است
[ترجمه گوگل]کارایی به نظر می رسد که کلمه ای از شب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We gave the watchword, and the sentinel let us pass.
[ترجمه ترگمان]ما فرمان را دادیم و نگهبان به ما اجازه عبور داد
[ترجمه گوگل]ما کلمه کلیدی را دادیم، و فرستنده اجازه داد ما منتقل کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Still, political risk is likely to remain a watchword for Thailand in the coming months.
[ترجمه ترگمان]با این حال، احتمال دارد که در ماهه ای آینده، خطر سیاسی برای تایلند باقی بماند
[ترجمه گوگل]با این وجود، احتمال ریسک سیاسی احتمالا در ماه های آینده یک تظاهرات برای تایلند باقی خواهد ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He did not know the watchword.
[ترجمه ترگمان]کلمه رمز را نمی دانست
[ترجمه گوگل]او واژه نامه را نمی دانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اسم شب (اسم)
password, tessera, watchword

کلمه رمزی (اسم)
token, watchword

شعار حزبی (اسم)
watchword

شعار حزب (اسم)
watchword

به انگلیسی

• password; slogan
a watchword is a word or phrase that sums up the way that a particular group of people think or behave.

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما