wash off

تخصصی

[نساجی] آبرفتگی
[آب و خاک] مواد انتقال یافته

پیشنهاد کاربران

پاک کردن ( با آب یا شوینده )
شستن و زدودن
از میان بردن ( اثرِ چیزی با شستن )
Wash the dirt off your hands
دست هایت را بشوی تا گل ولای ( یا کثیفی ) پاک شود.
The rain washed off the paint
...
[مشاهده متن کامل]

باران رنگ را شست و از بین برد ( پاک کرد ) .
You can wash the makeup off with this cleanser
می توانی با این پاک کننده، آرایش را بشویی ( پاک کنی ) .

با احترام به همه عزیزان، تمامی معانی غلط هستن
وقتی که x رو میشورید چون به y آلوده شده و y باید جدا بشه و از بین بره
میگیم مثلا:
I washed off Y
به این مثال ها توجه کنین
The rain washed off the paint
The stain won’t wash off
But after about ten washings, the glue washes off.
با شستن انتقال دادن. مثلا باران کف خیابونارو بشوره ببره رودخونه
با آب پاک شدن
تمیز کردن ( چیزی ) با استفاده از آب
با آب تمیز کردن
غرق شدن