wary of

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• محتاط بودن نسبت به / بدگمان بودن به
• ( در موردِ یک روش یا اقدام ) با تردید و عدمِ اعتماد نگاه کردن
• ( در معنایِ سیاسی ) نسبت به چیزی ابرازِ نگرانی کردن
🔸 مثال ها:
• "Trump repeatedly suggests that Jimmy Carter was wary of mail - in voting, a claim that fact - checkers have debunked. "
...
[مشاهده متن کامل]

( ترامپ مکرراً ادعا می کند که جیمی کارتر نسبت به رأی گیریِ پستی بدگمان بوده است، ادعایی که نهادهایِ راستی آزمایی آن را رد کرده اند . )
• "Experts point out that Carter was not inherently wary of mail - in ballots; his 2005 report only raised concerns about potential fraud while offering safeguards. "
( کارشناسان تأکید می کنند که کارتر ذاتاً نسبت به رأی گیریِ پستی محتاط نبود؛ گزارشِ ۲۰۰۵ او صرفاً نگرانی هایی درباره یِ کلاهبرداریِ احتمالی مطرح کرده بود و در عین حال، راه کارهایی برایِ ایمن سازی آن ارائه داده بود . )
• "The president's claim that Carter was wary of mail - in voting has been used to justify new voting restrictions, despite Carter's own public support for the practice. "
( ادعایِ رئیس جمهور مبنی بر بدگمانیِ کارتر نسبت به رأی گیریِ پستی، برایِ توجیهِ محدودیت هایِ جدیدِ رأی گیری استفاده شده است، با وجود اینکه خودِ کارتر به طورِ علنی از این روش حمایت کرده بود . )

Would I need to be wary of you?
نیازه که نگران /مراقبت باشم؟
دست به عصا, محتاط نسبت به