تخصصی
پیشنهاد کاربران
اصطلاحی است که ریشه در بافتن پارچه دارد و به معنای تار و پود چیزی است.
این عبارت به صورت استعاری برای توصیف اساس و بنیان، ساختار اصلی یا جزئیات درهم تنیده یک موضوع، داستان یا جامعه استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
The warp and weft of our culture.
تار و پود فرهنگ ما.
He understands the warp and weft of the political system.
او ساختار اصلی و بنیادین سیستم سیاسی را درک می کند.
Love is the warp and weft of this story.
عشق تار و پود این داستان است
این عبارت به صورت استعاری برای توصیف اساس و بنیان، ساختار اصلی یا جزئیات درهم تنیده یک موضوع، داستان یا جامعه استفاده می شود.
... [مشاهده متن کامل]
تار و پود فرهنگ ما.
او ساختار اصلی و بنیادین سیستم سیاسی را درک می کند.
عشق تار و پود این داستان است
۱ - تا رو پود
۲ - بنیان، اساس، زیربنا، شالوده، اصل