warn off

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• هشدار دادن برای دوری کردن
• برحذر داشتن / منع کردن
• اخطار دادن برای ترک کردن یا نزدیک نشدن
"Warn Off" به هشدار دادن به کسی برای دوری کردن از چیزی یا کسی گفته می شود، معمولاً با لحنی جدی و همراه با تهدید یا اخطار نسبت به عواقبِ نزدیک شدن یا ادامه ی یک رفتار.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "The police warned off the protesters from approaching the embassy. "
پلیس به معترضان هشدار داد که به سفارتخانه نزدیک نشوند.
• "The company was warned off investing in the unstable region by its legal advisors. "
شرکت توسطِ مشاورانِ حقوقی اش از سرمایه گذاری در منطقه ی بی ثبات برحذر داشته شد.
• "The authorities warned off any foreign vessels from entering the restricted zone. "
مقامات به هر گونه کشتیِ خارجی در موردِ ورود به منطقه ی ممنوعه هشدار دادند.

. e. g
Iran says it warned off US Navy aircraft close
to Gulf of Oman
Reuters. com@
اخطار دادن برای ترک جایی، هشدار در مورد دور ماندن از صحنه ای یا جایی!
We placed a guard outside the door to warn people off until the gas leak could be fixed
ما یک نگهبان اونطرف درب گذاشتیم که به مردم اخطار بدهد از محل دور بشوند تا نشتی گاز تعمیر شود.