warm front

/ˈwɔːrmˈfrənt//wɔːmfrʌnt/

معنی: جبهه هوای گرم
معانی دیگر: (هوا شناسی) جبهه ی هوای گرم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the advancing edge of a mass of warm air that rises over colder air, usu. causing steady precipitation.

جمله های نمونه

1. A cold/warm front is approaching from the west.
[ترجمه ترگمان]یک جبهه سرد \/ گرم از طرف غرب در حال نزدیک شدن است
[ترجمه گوگل]جبهه سرد / گرم به سمت غرب می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There'd be a warm front in Walmington then.
[ترجمه ترگمان]اون موقع یه جبهه گرم در Walmington بود
[ترجمه گوگل]پس از آن در والمینگتون یک جبهه گرم وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. But the government is phasing out Labour's Warm Front programme which provided grants for draughtproofing and help with energy bills.
[ترجمه ترگمان]اما دولت برنامه جبهه گرم کار حزب کارگر را تغییر داده است که کمک های مالی برای draughtproofing و کمک به لوایح انرژی فراهم کرده است
[ترجمه گوگل]اما دولت به طور فزاینده برنامه 'جبهه گرم' کار می کند که کمک های مالی را برای محافظت از پوست و کمک به صورت حساب های انرژی ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The right image pair shows a warm front moving from left to right over a cold mass of air.
[ترجمه ترگمان]جفت تصویر سمت راست، یک جبهه گرم را نشان می دهد که از چپ به راست بر روی توده سردی هوا حرکت می کند
[ترجمه گوگل]جفت تصویر راست نشان می دهد که جبهه گرم از سمت چپ به راست بالای یک جرم سرد از هوا حرکت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. After cyclone occlude, there are only fine water vapor conditions at fore warm front and cyclone center.
[ترجمه ترگمان]پس از طوفان موسمی، تنها شرایط بخار آب خوب در قسمت جلو و مرکز طوفان وجود دارد
[ترجمه گوگل]پس از بسته شدن سیکلون، تنها بخار آب در فضای گرم و مرکز سیکلون وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. For example, if you have a shallow water area that holds bass, and it is close to deeper water and a weather front (whether it be a cold or warm front) moves in, it will effect the shallow water.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، اگر یک ناحیه آبی سطحی داشته باشید که دارای بیس است و نزدیک به آب عمیق تر و جبهه آب و هوا (چه یک جبهه سرد باشد)حرکت می کند، آب سطحی را تحت تاثیر قرار خواهد داد
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال، اگر شما یک سطح آب کم عمق داشته باشید که دارای باس است، و نزدیک به آب عمیق تر است و پیشانی آب و هوا (جلو یا سرما) حرکت می کند، آب کم عمق را تحت تاثیر قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. To force ( air ) upward from Earth's surface, as when front overtakes and undercuts warm front.
[ترجمه ترگمان]برای وادار کردن (هوا)به سمت بالا از سطح زمین، مانند زمانی که در جلو و جلو گرم قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]برای نیرو (هوا) به سمت بالا از سطح زمین، به عنوان هنگامی که جلو جلو و جلو افتادن جلو گرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Michelle Mitchell, charity director at Age UK, said it was astonishing that help for poorer households through the Warm Front subsidy scheme was being phased out despite "scandalous" power bills.
[ترجمه ترگمان]میشل میچل، مدیر موسسه خیریه عصر بریتانیا، گفت که این حیرت انگیز بود که کمک به خانواده های فقیرتر از طریق طرح سوبسید جبهه گرم علی رغم هزینه های \"افتضاح\"، در حال تغییر بود
[ترجمه گوگل]میشل میچل، مدیر موسسه خیریه سن انگلیس، گفت که شگفت آور است که کمک به خانواده های فقیر از طریق طرح یارانه جبهه گرم، با وجود �صورتحسابها� صورتحساب های مالی، به پایان رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The moment the satellite turned on, its first image showed the structure of both a cold front and a warm front in detail scientists had never seen before.
[ترجمه ترگمان]لحظه ای که ماهواره روشن شد، تصویر اول آن، ساختار هر دو جبهه سرد و جبهه گرم را نشان داد که دانشمندان هرگز قبلا ندیده بودند
[ترجمه گوگل]لحظه ای که ماهواره به آن متصل شد، اولین تصویر آن، ساختار جبهه سرد و جبهه گرم را دقیقا نشان داد که دانشمندان قبل از آن هرگز دیده نشده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A simplified semigeostrophic frontogenesis model with inclusion of large-scale condensation latent heat is derived and the effects of latent heat release on frontogenesis of warm front are discussed.
[ترجمه ترگمان]یک مدل ساده شده frontogenesis با گنجاندن حرارت نهفته در مقیاس بزرگ استخراج می شود و اثرات انتشار گرمای نهان بر روی frontogenesis جبهه گرم بحث می شود
[ترجمه گوگل]یک مدل پیشگامانه نیمه گوستروفیک ساده با گنجاندن غلظت بالایی از حرارت ناپایدار مشتق شده است و اثرات انتشار گرما ناپدید شده بر پیشانی جبهه گرم بحث شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. You know, how 'bout the bakery air, when you walk into a bakery and you get that warm front of, like, croissants in your face.
[ترجمه ترگمان]می دونی، وقتی تو یه نانوایی راه میری و اون جلو گرم و داغ ون رو تو صورتت می بینی
[ترجمه گوگل]شما می دانید که چگونه در هوا نانوایی، هنگامی که شما به یک نانوایی راه می یابید و جلوی گرم آن را می بینید، مانند کریاسانت در چهره شما
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جبهه هوای گرم (اسم)
warm front

تخصصی

[عمران و معماری] جبهه گرم
[آب و خاک] جبهه گرم

به انگلیسی

• line which divides between a cold region of wind and a warm region of wind which is approaching
a warm front is the weather condition that occurs when the front part of a mass of warm air pushes into a mass of cold air; a technical term.

پیشنهاد کاربران

warm front ( علوم جَوّ )
واژه مصوب: جبهۀ گرم
تعریف: جبهۀ ناهم رسیده یا بخشی از آن که به گونه ای حرکت می کند که هوای گرم تر جانشین هوای سردتر میشود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما