وار زار
Czar گاهی به صورت tsar نیز نوشته می شود، اما در رسانه های آمریکایی معمولا czar رایج تر است.
🔸 معادل فارسی:
هماهنگ کننده عالی جنگ
مسئول عالی امور جنگ
مدیر ارشد جنگ
فرمانده عالی هماهنگی جنگ ( بسته به بافت )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال:
Some lawmakers called for the appointment of a war czar to coordinate national security efforts.
برخی قانون گذاران خواستار انتصاب یک هماهنگ کننده عالی جنگ برای هماهنگی تلاش های امنیت ملی شدند.
The president's new war czar was tasked with improving coordination between military and civilian agencies.
مسئول عالی امور جنگ که به تازگی منصوب شده بود، مامور بهبود هماهنگی میان نهادهای نظامی و غیرنظامی شد.
Analysts debated whether creating a war czar would make decision - making more efficient during the conflict.
تحلیلگران درباره این موضوع بحث کردند که آیا ایجاد سمت هماهنگ کننده عالی جنگ تصمیم گیری را در دوران درگیری کارآمدتر خواهد کرد یا نه.
The media frequently referred to the special envoy as the administration's "war czar, " although that was not his official title.
رسانه ها بارها از فرستاده ویژه دولت با عنوان �هماهنگ کننده عالی جنگ� یاد کردند، هرچند این عنوان رسمی او نبود.
🔸 کاربرد در سیاست و رسانه:
در رسانه های آمریکایی، واژه czar فقط برای جنگ به کار نمی رود، بلکه برای هر مقامی که اختیارات گسترده و مسئولیت هماهنگی یک حوزه را دارد نیز استفاده می شود. مثلا:
Border czar = مسئول عالی امور مرزی
Energy czar = مسئول عالی امور انرژی
Drug czar = مسئول عالی مبارزه با مواد مخدر
AI czar = مسئول عالی سیاست های هوش مصنوعی
Czar گاهی به صورت tsar نیز نوشته می شود، اما در رسانه های آمریکایی معمولا czar رایج تر است.
🔸 معادل فارسی:
هماهنگ کننده عالی جنگ
مسئول عالی امور جنگ
مدیر ارشد جنگ
فرمانده عالی هماهنگی جنگ ( بسته به بافت )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال:
برخی قانون گذاران خواستار انتصاب یک هماهنگ کننده عالی جنگ برای هماهنگی تلاش های امنیت ملی شدند.
مسئول عالی امور جنگ که به تازگی منصوب شده بود، مامور بهبود هماهنگی میان نهادهای نظامی و غیرنظامی شد.
تحلیلگران درباره این موضوع بحث کردند که آیا ایجاد سمت هماهنگ کننده عالی جنگ تصمیم گیری را در دوران درگیری کارآمدتر خواهد کرد یا نه.
رسانه ها بارها از فرستاده ویژه دولت با عنوان �هماهنگ کننده عالی جنگ� یاد کردند، هرچند این عنوان رسمی او نبود.
🔸 کاربرد در سیاست و رسانه:
در رسانه های آمریکایی، واژه czar فقط برای جنگ به کار نمی رود، بلکه برای هر مقامی که اختیارات گسترده و مسئولیت هماهنگی یک حوزه را دارد نیز استفاده می شود. مثلا:
Border czar = مسئول عالی امور مرزی
Energy czar = مسئول عالی امور انرژی
Drug czar = مسئول عالی مبارزه با مواد مخدر
AI czar = مسئول عالی سیاست های هوش مصنوعی